أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
25
آثار الباقيه ( فارسى )
بر غير اين تأويل هم حمل كنيم باز ممكن است بلكه بهيچيك از وجوهى كه ذكر نمودند صحيح نيست مگر اينكه مبداء اين زمان از مدتى كه بدين دو قول گفتگو كرده مقدم باشد « 1 » . بيان مطلب چنين است كه اگر مراد اين باشد كه مبداء اين دو مدت وقت واحدى باشد اعم از گذشته و حال و آينده آنوقت براى اختلاف دو مدت تكلم بدين كلمات معنايى نخواهد بود و تفاوتيكه ميان دو وقت مىباشد بهيچوجه معنى محصل نخواهد داشت « 2 » . ولى آنچه نصارى را در دعوى خود لازم مىآيد بيشتر و ظاهرتر است و بيان مطلب آنكه اينطور فرض مىكنيم كه يهود آمدن مسيح را پس از 70 سابوع از رؤياى دانيال مسلم بدانند باز هم با خروج عيسى پس از اين مدت توافق نخواهد زيرا اجماعى يهود است كه ميان خروج بنى اسرائيل از مصر تا تاريخ اسكندر هزار سال تمام است و از كتب انبيا نقل كردند كه از زمان خروج بنى اسرائيل از مصر تا بناى بيت المقدس 480 سال است و از بناى آن تا تخريب بخت النصر 410 سال ، و هفتاد سال هم اين خانه خراب و ويران بوده پس روىهمرفته 960 سال مىشود و در اين هنگام رؤياى دانيال واقع شد كه از هزار سال چهل سال كم دارد و باز يهود و نصارى متفقاند كه ولادت عيسى در 304 اسكندرى بوده و طبق گفتهى خودشان ولادت پس از رويا و عمارت بيت المقدس 344 سال مىباشد « 3 » و اين مدت به تقريب 49 سابوع است و تا ظهورش چهار سابوع و نيم پس در نتيجه ولادت عيسى بر آنچه فريقين گفتهاند مقدم خواهد شد « 4 » . و يهود را در اين قول اشكالى لازم
--> ( 1 ) - و حال آنكه قبلا اين مدت را زمان بطلان قربانيها و انقطاع وحى مىدانستند و بيرونى مىگويد اگر تنها آن را عدد بدانيم براى ظهور عيسى بهتر است . ( 2 ) - چون بيست سال هم مانده بود تا هزار سال بين خروج از مصر تا اسكندر . ( 3 ) - يعنى اگر مبداء اين دو مدت وقت واحدى نباشد و مدتى بين اين دو مبداء فاصله باشد چنين امرى درست نيست زيرا يكى از دو مبداء يا هر دو مجهول است و حواله به مجهول كارى زشت و ناپسند مىباشد . نقل از حواشى اعتضاد السلطنه ( 4 ) - زيرا بايد هفتاد سابوع باشد نه چهل و نه و نيم سابوع .