أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

554

آثار الباقيه ( فارسى )

رمح به فارسى نيزه آن است و سماك اعزل را چنين ستاره كه حربه آن باشد نيست اين اسث كه اعزل و بىسلاح مانده و سيبويه مىگويد بدين سبب آن را سماك گويند كه بلندى يافته « 1 » و گفته‌اند كه وجه تسميه آن است كه ماه در آن ديده نمىشود و اگر اين سخن راست بود لازم مىآمد كه اعزل را سماك نگوييم زيرا ماه در آن نازل مىشود و در پاره‌اى از اوقات آن را منكسف مىنمايد و سماك اعزل ستاره‌ايست در كف چپ عذراء و برخى از مردم آن را سنبله گويند و اين مطلب هم درست نيست زير سنبله هلبه‌ايست كه بطلميوس آن را ضفيره مىگويد و آن ستاره‌هاى كوچكى است كه بدور هم گرد آمده‌اند و در پشت دم دب اكبر جاى گرفته‌اند و بسيار به برگ لبلاب مانند است و همه برج به اين نام ناميده شده و بنابر راى تازيان هلبه بر كنار دم اسد واقع است و بمنزله مويهايى است كه در كنار دم شير است . غفر - سه ستاره است و عرب گويند كه بهترين منازل است زيرا كه در پشت اسد و جلوى عقرب است و ايذاء شير در انياب و در پنجه آن است و زيان كژدم هم در دم اوست و يكى از راجزين عرب گفته : خير ليالى فى الابد * بين الزبانى و الاسد گفته‌اند كه مواليد پيغمبران در اين روز اتفاق افتاده است ولى من گمان نمىكنم كه اين مطلب راست باشد مگر تنها براى عيسى عليه السلام كه هيچ آزارى نداشت ولى تولد موسى بر اين قياس بايد با طلوع ناب اسد « 2 » و حلول ماه در چنگال آن روى داده باشد . و بدين جهت اين ستارگان را غفر گفته‌اند كه ضوء و فروغ آنها خيلى ناقص است و در زبان عرب مىگويند ( غفرت الشئى اذا غطيته ) و نيز وجه تسميه ديگر آن است كه بر دو نيش برج كژدم برترى يافته و بمنزله مغفر آن است

--> ( 1 ) - ابن سينا در الهيات شفا در فصلى كه از جسم بحث مىكند مىگويد چون بعد جسم را از پايين به بالا ملاحظه كنيم سمك گويند و فرزدق در مفاخره گويد . ان الذى سمك السماء بنى لنا * بيتا دعائمه اعز و اطول ( 2 ) - ناب مفرد انياب است كه دندانهاى تيز است و انسان و حيوان با اين نوع دندانها طعمه خود را مىدرند .