أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
542
آثار الباقيه ( فارسى )
فقلت قول امرء لبيب * ما المرء الا بدرهميه من لم يكن معه درهماه * لم تلتفت عرسه اليه و كان فى ذله حقيرا * يبول سنورهم عليه شرح قصه آن است روزگارى را كه از ساحت مبارك دور بودم و از سعادت خدمت شريف محروم « 1 » در رى شخصى را ديدم كه در شمار علماى نجوم بود و مقارنات كواكب را كه به منازل منسوب بود به كار مىبست تا از رباطات و جفور آن احكام استخراج كند و حوادث جورا بدين طريق بشناسد من به دو گفتم : صواب در خلاف اين كار است و طبيعتى كه به نخستين منزل ماه و خواص آن و آنچه هنديان از ارتباط آن منزل با منزل ديگر ذكر كردهاند ، همينقدر كه از اوايل برج حمل كوكب آن زايل شد اين طبيعت زائل و بر طرف نمىگردد چنان كه احكام برج حمل بانتقال صورت آن منتقل نمىشود . منجم مذكور وقتى كه اين حرف را شنيد با آنكه در كليهء اطلاعات خويش مرتبهاش پايينتر از من بود ، از راه تحقير بينى خود را بالا كشيد و گفته مرا تكذيب كرد و چون تفاضل من با او در دارايى و فقر بود كه مناقب شخص با فقر جزو مثالب مىشود و مفاخرش بدل به معايب مىگردد ، بسيار اين منجم بر من تكبر و نخوت فروخت و من در آن وقت از جميع جهات گرفتار و پريشان بودم ، پس از آنكه قدرى از پريشانى و گرفتارى من كاسته شد گفتهء مرا تصديق نمود . نبايد اين مطلب پوشيده بماند كه اگر اعتماد بر شناسايى تأثيرات طلوع اجرام اين ستارگان به رؤيت بود لازم مىآمد كه ازمنه هم بانتقال اين كواكب انتقال جويد و نيز هر اقليمى با اقليم ديگر تفاوت يابد و بهمانچه در معرفت ظهور كواكب متحيره و اختفاء آن از ضروب اعمال خستهكننده نيازمند مىگشتيم در اينجا هم نيازمند مىشديم وليك معناى طلوع منازل اين است كه چون آفتاب در يكى از اين منازل حلول كند آن منزل و منزلهء پيش را مىپوشاند و منزل سوم ميان طلوع فجر
--> ( 1 ) - مخاطب اين عبارت شمس المعالى است كه اين كتاب را بيرونى به او هديه كرده