أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
16
آثار الباقيه ( فارسى )
و اين كار از صد سال از پيش از اسلام از يهود ناشى شد ولى يهود در هر بيست و چهار سال قمرى نه ماه كبيسه مىكردند و ساليان آنان بيك طريقه با زمان جارى بود و از اوقاتش تقدم و تأخر نمىگرفت « 1 » . تا آنكه در سال حجة الوداع رسول اكرم به حج رفت و اين آيه بر او نازل شد إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً « 2 » پس اين خطبه را خواند ( ان الزمان قد استدار كهيئة يوم خلق اللّه السموات و الارض ) « 3 » و آيه مذكور را بر آنان قرائت كرد و كبسى كه نسئى باشد حرام فرمود پس عرب از آن روز كبس را اهمال كردند و شهورشان از آنچه سابقا بر آن بود تغيير كرد و اسماء اين ماهها از تأديهى معناى خود كوتاه شد . اما امم ديگر آرايشان در اين مسئله معروف نيست و ظاهر اينست كه از اين چند طريقه كه گفته شد تجاوز ننمايد و هرامتى پيرو عقيدهى امت همسايه خويش باشد . شنيدم كه هنديان نيز رؤيت هلال را در شهور خود به كار مىبندند و هر نهصد و هفتاد و شش روز يك ماه قمرى كبيسه مىكنند و تاريخ خود را از وقتى آغاز
--> ( 1 ) - يعنى همواره ترتيب كبيسه يهود بيك طريقه بود و مردم تكليف خود را مىدانستند به عكس در عرب اينطور نبود يك مرتبه محرم را كه شهر حرام است نسئى مىكردند و به چپاول مىپرداختند و چون بديشان اشكال مىشد كه چرا در ماه حرام چنين كردند مىگفتند محرم ماه بعدى است و اين ماه كبيسه است و هر طورى كه دلخواه ايشان بود اين يك ماه را در مدت سه سال اعمال مىكردند چنان كه آيه هم به همين مضمون گواهى مىدهد . ( 2 ) - يعنى نسئى زيادى در كفر است و آنان كه كافر شدند مردم را به اين عمل گمراه ميكنند سالى را حلال ميكنند و سالى را حرام . ( 3 ) - يعنى اكنون زمان برگشت به همان طريقه كه خداوند آن را آفريده در روزى كه آسمان و زمين را آفريد رسيده يعنى همينطور كه انسان در مدت يكسال دوازده مرتبه رؤيت هلال مينمايد بايد سال هم همينطور باشد و شخصى سيزده مرتبه رؤيت هلال نميكند كه تا سال را سيزده ماه بداند .