أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

14

آثار الباقيه ( فارسى )

سيصد و شصت و پنج روز و ربع روز باشد سال خود را سيصد و شصت و پنج روز گردانيدند و اين چهار يك‌ها را در چهار سال بهم ملحق مىكنند و يكروز تشكيل ميدهند و آن سال را سال كبيسه گويند . اما سال مصريان قديم سال خورشيدى بوده جز اينكه ايشان اين چهار يك‌ها را وامىگذاشتند تا يك سال تشكيل و اين امر در ( 1460 ) سال انجام ميگرفت آنوقت يكسال را كبيسه ميكردند و در اول سال با اهل اسكندريه و قسطنطنيه بنابر آنچه ثاون اسكندرانى گفته موافق مىشدند . اما ايرانيان هم در ايام دولت خود سال شمسى را برگزيده بودند و سال را سيصد و شصت و پنج روز قرار داده بودند و كسور را حذف مينمودند تا اينكه از چهار يك‌ها در 120 سال يك ماه و از پنجيك ساعات يكروز درست شود و در هر 116 سال به يك ماه تمام به علتى كه بعدا شرح خواهيم داد مىافزودند و اهل خوارزم و سغد و آنهايى كه پيرو كيش پارسيان و در تحت فرمان و طاعت آنها بودند و در ايام دولتشان خود را به آنان منسوب مىكردند مانند ايرانيان عمل مىكردند اما ملوك پيشدادى از پارسيان ( و آنها كسانى بودند كه تمام گيتى را مالك شدند ) سال را سيصد و شصت روز ميگرفتند و هر ماه را سى روز بدون كم و كسر و در سر هر شش سال يك ماه كبيسه مىكردند و آن سال را سال كبيسه مىناميدند و در 120 سال دو ماه كبيسه ميكردند يكى بسبب آن پنج روز و دوم بسبب چهار يك روزها و چنين سال را بزرگ مىداشتند و سال فرخنده مىناميدند و در اين سال بعبادات و مصالح ملك مىپرداختند . عقيده‌ى علماى قبطيان بنابر آنچه در كتاب مجسطى گفته شده و سال را بر آن بنا نهاده و رأى پارسيان در اسلام و اهل خوارزم و سند به كلى اعراض از كسور يعنى از ربعها مىباشد . مللى كه داراى ماه‌هاى قمرى و سالهاى شمسى هستند و بحثى در نسئى اما عبرانيان و يهود و جميع بنى اسرائيل و صابئين و حرانيان قولى ميانه اين دو قول اتخاذ كرده‌اند سال را از مسير آفتاب و ماه را از مسير قمر گرفته‌اند تا آنكه