أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
513
آثار الباقيه ( فارسى )
گفته شد يهود آغاز سال خويش را بوقت اجتماع تعديل مىكنند و اعمال يهود و نصارى در استخراج فصح بر حركاتى كه مؤخر از حركات حقيقى است مبتنى است بخصوص در آفتاب و چون استقبالهاى مستخرجه آنان را با حركاتى كه از ارصاد نوين استخراج مىگردد بسنجيم آنگاه خواهيم ديد كه پارهاى از آنها به حدى كه يهود براى فصح تحديد كردهاند بنابر هر دو رأى مقدم است و آن را معتبر نمىشمارند با آنكه حق همان است و خواهيم ديد كه برخى ديگر به اواخر حد محدود نزديك است و حال آنكه يهود آن را اعتبار كردهاند با آنكه بر فصح به اندازه يك ماه مقدم گشته . در فصلى كه از شهور بحث مىشود ، عقيده خود را اظهار نموديم و مقصود از اينكه عقيده خود را ذكر نموديم اين بود كه تا هر دو دسته بدانند ما طرفدارى از كسى نكردهايم و بيغرضانه قضاوت نمودهايم . بنابراين چون اولين حدود فصح را روز شانزدهم آذار و روز استقبال را در دو برج اعتدالين بدانيم و فصحهاى يك دوره را طورى در آن تركيب كنم كه هيچ كدام از حد محدود پيشى نگيرد ، خواهيم ديد كه چنان كه شرط شده هيچ فصحى روى نخواهد داد مگر آنكه نيرين متقابل شوند و آخرين حد آن روز سيزدهم نيسان مىشود هرچند آفتاب باز هم در برج حمل خواهد بود و ليكن ديگر نمىتواند كه با كرهء ماه روبرو گردد . و چون اين فصحها كه تصحيح شده بدست آمد فطر صابئين را از روى آن استخراج مىكنيم و از فطر ايشان آغاز سال اين قوم كه هلال تشرين اول است بدست خواهد آمد . ما عمل فوق را انجام و در جدولى جاى داديم و چون سالهاى ناقصه اسكندر را براى آغاز تشرين اولى كه پس از اجتماع اول سال صابئين است بدست آوريم و يا عدد شانزده را بر آن بيفزاييم و يا عدد سه را از آن بكاهيم و حاصل را بر