أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

492

آثار الباقيه ( فارسى )

شگفت‌آورتر و باز عجيبتر از اين حكايت آنست كه با غمض نظر از شرايط صحت خبر « 1 » در خاك مصر كنيسه‌ايست كه برخى از مردم راستگو كه سخن آنان را پذيرفته‌ام و خاطر جمع هستم كه تمويه و تدليس نمىكنند گفته‌اند و با بيست و چند پله به آن بالا ميروند و در آنجا تختى موجود است كه مردى و كودكى مرده ، روى زمين دراز كشيده و بالاى آن گاوى سنگى است كه ميان شكم آن باطيه‌اى از شيشه گذاشته‌اند و يك فتيله مسى دارد كه باز ميان آن يك فتيله كتان است و شعله‌ور مىباشد و چون زيتى بر آن بريزند بيدرنگ آن باطيه اين طرف شيشه‌اى را پر ميسازد و به آن گاو سنگى روغن زيتون سرايت مىكند و اين روغن را براى خرج كنيسه انفاق مىكنند . جيهانى مىگويد شخص مورد اطمينان به آنجا رفت و باطيه را از شكم گاو برداشته و زيت را از ميان باطيه و شكم گاو تهى ساخته و آتش آن فتيله را هم خاموش ساخت و به غير از آن زيتى كه در آنها بود زيتى ديگر آورده جاى آنها ريخت و فتيله‌اى ديگر بجاى فتيله پيشين گذاشت و آن را افروخت مجددا زيت از از باطيه شيشه اين سرداده و به شكم گاو سنگى بدون كمك ماده‌اى ظاهرى سرازير شد و نيز اين شخص گفت همين كه مرده را از زير تخت بيرون آورد شعله خاموش گشت و زيت فيضان و ريزش نيافت و نيز اين شخص گفته است كه هر زن كه توهم آبستن مىكند اين كودك مرده را برداشته و در آغوش مىگيرد اگر راستى حامله باشد جنين در شكم او به حركت درمىآيد و اگر به حركت درنيامد او حامله نيست . و روز پنجم فطر ذكران و يادبود شهداست و آنان دسته‌اى از نصارى بودند كه يكى از پادشاهان آنانرا امر كرد كه ترك اين دين كنند اين بود كه با ترس شب از او گريخته و همگى مردند و اين جمعه را سعانين كوچك گويند .

--> ( 1 ) - مقصود آيه نباء است كه در كتب اصول فقه براى صحت روايت به آن استدلال مىكنند ( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ الخ ) .