أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

472

آثار الباقيه ( فارسى )

خواهد بود . غايت تاخر فصح آن است كه در روز هيجدهم نيسان باشد و چون استقبال در آن اتفاق افتد و روز يكشنبه باشد سال عبور خواهد بود و اجتماعى كه قابل اعتبار است اجتماع آذار ثانى است كه در روز پنجم آذار سريانى باشد . روز هشتم آن دوشنبه‌اى است كه پس از آن است و به آن نزديكتر است زيرا ، اول آذار سريانى روز دوشنبه است پس در نتيجه اول صوم روز هشتم از آذارى است آخر صوم است . اگر به اجتماع آذار اول برگرديم خواهيم ديد كه در سالهاى كبيسه روز پنجم شباط اتفاق مىافتد و اول شباط روز يكشنبه مىشود پس دوشنبه متقدم از ديگر دوشنبه‌ها به آن نزديكتر مىشود و آن اول حد صوم است و اگر ديگر شرايط با آن يافت شود صلاحيت دارد كه اول حد صوم گردد و شرايط مذكور اين است كه اگر آن را اول صوم قرار دهيم فطر به اندازه يك ماه پيش از فصح واقع شود و اين كار بنابر اصول ايشان محال است و نيز اگر سال كبيسه نباشد اجتماع در روز چهارم از شباط واقع مىشود پس دوشنبه پيشين به آن نزديكتر و اول شباط است كه چون از خارج شده بايد آن را كنار گذاشت و به اجتماع بعدى نظر نمود . پيروان مسيح نيازمند شدند كه فصح يهود را بشناسند تا آغاز روزهء خود را استنباط كنند و اين مسئله را از يهود پرسيدند و چون يهود با مسيحيان دشمن بودند براى اينكه آنان را گمراه كنند پرسش پيروان عيسى را بر خلاف واقع پاسخ گفتند و علاوه‌براين ، تواريخ همه نصارى باهم متفق نبود تا آنكه دسته‌اى از محاسبان ايشان بر تصحيح امر كمر بستند و اين سالها را با اعمال گوناگون در ادوارى مختلف حساب كردند و جدولى را كه در كار بستن همدل و همداستان