أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
461
آثار الباقيه ( فارسى )
از تسويه ميان سر و بدن و كميت اعضاى برآمده از بدن و از آلت رجوليت كه قوام عالم و نسل بدان است غافلند و چون هيچ نامى از آلت مردانگى انسان نبردهاند ظاهرا مقصودشان جنس زن بوده نه مرد ! نميدانم كه در نامهايى كه مانند نام محمد است كه يا يك حرف كم دارد و يا زياد از قبيل حميد و مجيد چه ميگويند كه اگر بخواهيم حروف اين نامها را مانند اين اشخاص تشبيه كنيم كار به مزاح و سخريه خواهد كشيد . بحثى در عقيده خرافى مسيحيان راجع به چوب فاوانيا ( عود - الصليب ) و اشاره به خرافات مذاهب اعجب از حكايات مذكور اين است كه نصارى به چوب فاوانيا « 1 » در تصحيح امر صليب استدلال ميكنند و مىگويند چون اين چوب را قطع كنيم چيزى مانند صليب در آن ظاهر مىگردد حتى اينكه جمعى مىگويند كه از زمان دار آويختن مسيح اين علامت در چوب يافت شد و مىگويند كه چون اين چوب را به جهت همين صليبى كه دارد به مصروع بياويزيم سودمند خواهد بود چنان كه بر قيامت مردگان دليل است . گويا اين دسته هم از كتب طب بىاطلاع بودند و از حكاياتى كه جالينوس فاضل در نوشتههاى خود از متقدمين بر زمان مسيح نقل كرده است غفلت كردهاند كه پيش از عيسى هم همين چوب را ذكر كردهاند كه براى صرع مفيد است . آنان كه از آثار نفس و امور طبيعى به اعتقادهاى خود استدلال مىكنند البته با تاويل در آن استدلال ايشان درست مىشود ولى بايد در ميان دليل و مدلول رابطهاى موجود باشد نه آنكه به صرف تاويل قناعت كرد زيرا در موجودات همه قبيل شكل يافت مىشود مثلا در اضداد شكل دوتايى ديده مىشود ، در بسيارى از نباتات و دانههاى آن شكل سهتايى ملاحظه مىگردد و در حركات كواكب و ايام بحرانات شكلهاى چهارگوش يافت مىشود چنان كه در بيشتر برگهاى گل پنجگوش يافت
--> ( 1 ) - خاقانى كه مادرش مسيحى بوده و از اعمال مسيحيان آگاهى داشته گفته است : چو آن عود الصليب اندربر طفل * صليب آويزم اندر حلق عمدا