أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
7
آثار الباقيه ( فارسى )
بلكه به همين اندازه كه گفت تا شب روزه بداريد كفايت كرد زيرا همه مردم مىدانند كه اول شب غروب قرص آفتاب است پس دانستيم كه مقصود از تحديد اول روزه اين نيست كه روز را تعريف كند بلكه مقصود اين است كه اول روزه را تعيين نمايد . انتقاد از تعريف فقها براى روز و شب و ورود در بحث با آنان اگر فقها بگويند : روز شرعى غير از روزى است كه مردم در عرف قائلاند اين گفته هم جز اختلاف لفظى بيش نيست و حقيقتى را كه در عرف داراى نام خاصى است نامى گذاشتهاند كه عرف مردم وضع لغوى از آن بىخبر است با آنكه در آيه از ذكر روز و آغاز آن سخنى در ميان نيست و پس از آنكه دشمنان ما در معنى با ما متفق شدند اگر هم در عبارت اختلافى باشد اين اختلاف را چشمپوشى مىكنيم « 1 » . و از چيزهايى كه به صحت گفتههاى ما دلالت دارد اين آيه است ( أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ ) تا آنكه مىفرمايد ( ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ ) - پس مباشرت با زنان و خوردن و آشاميدن تا وقتى محدود و موقعى معين قرار داده شد
--> ( 1 ) - فقها در كتب اصول فقه يك فصل در حقيقت شرعى ترتيب دادهاند و خلاصه آن فصل اين است كه اگرچه پارهاى از الفاظ در عرف مردم و در لغت معناى خاصى دارد ولى در شرع معنى ديگرى به خود گرفته بقسمى كه معانى اوليه آن الفاظ از آنها فهميده نمىشود مثلا بقول ايشان صلات به معناى دعا بوده ولى در لسان شارع به معناى نماز است و حج در لغت به معناى قصد بوده و در زبان شرع به معناى زيارت است و ابو ريحان ميگويد اگر فقها در لفظ يوم و روز اين داستان را از سر بگيرند و بگويند درست است روز عرفى كه مورد حاجت همه بشر است از طلوع آفتاب است تا غروب آن ولى روز شرعى از طلوع فجر است تا غروب آفتاب ( و بقولى تا غروب شفق ) اين حيله هم براى ايشان سودمند نيست ؛ زيرا پس از آنكه تصديق كردند روز عرفى و متداول بشر از طلوع آفتاب تا غروب آن است ديگر به اين اصطلاح حاجت و نيازى نيست و شارع متصرف در لغت نيست و فرموده روز و مقدارى از شب را روزه بداريد و شخص مسلمان بايد اين امر را اطاعت كند و نفرموده كه بايد به اين حقيقت هم اعتقاد نماييد كه روز از پيدايش فجر تا غروب آفتاب يا غروب شفق است .