أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

429

آثار الباقيه ( فارسى )

مدفون بود و آب نيل از روى قبر او روان بود موسى نتوانست كه او را بيرون آورد و كاغذى گرفت و پاره‌اى از آن را بمانند شكل ماهى بريد و چيزى بر آن خواند و دميد و روى آن نوشت و در نيل انداخت و كمى تأمل كرد و منتظر شد و اثرى نديد كاغذ ديگرى گرفت و به صورت گوساله بريد و چيزى بر آن نوشت و خواند و بر آن دميد و خواست چنان كه كاغذ اول را در آب انداخت اينرا هم بيندازد كه ناگاه تابوت پيدا شد و كاغذى را كه در دست داشت و به شكل گوساله ساخته بود از دست بينداخت و برخى از اشخاص كه حاضر بودند آن را ربودند و چون موسى غيبت كرد و بكوه رفت كه تا با خدا مناجات كند و بنى اسرائيل از طول اقامت موسى در كوه خسته شدند نزد هارون رفتند و گفتند كه تو براى ما شخص ديگرى را كه ثانى موسى باشد بدست آر و شكى نيست كه در اين وقت هارون بيچاره شد و گفت تمام زيورهاى زنان خود را نزد من بياوريد و مقصود هارون اين بود كه وعده را بتأخير بيندازد چون ميدانست كه زنان يهود به زودى در دادن زيورهاى خود شتاب نمىكنند و شايد كه موسى پيش از اين كار برگردد و قضا را چنين اتفاق افتاد كه بزودترين اوقات زنها زيورهاى خود را بهارون بخشيدند و تمام اين زيورها را نزد هارون آوردند و هارون آنها را آب كرد و ريخت اين ريخته به شكل ديگر ريختنها درآمد و باز بار ديگر بتعجيل اين كار را اعاده كرد و اميد داشت كه موسى رجوع كند و يا از موسى آگاهى يابد و صورت آن گوساله را كه موسى بر كاغذ كشيده بود با هارون حاضر بود و با خود گفت كه از صورت ماهى ، آيتى عجيب ظاهر گشت اكنون ببينيم كه از صورت گوساله چه ظاهر مىشود پس صورت را در طلاى آب كرده انداخت و چون طلاها بسته شد گوساله‌اى پديد گشت كه فرياد ميكرد و در اين هنگام بنى اسرائيل مفتون شدند و آن را پرستيدند و هارون در اين كار قصد عمد نداشت . روزه كيپور در روز دهم اين ماه روزه كيپور است كه آن را عاشوراء ميگويند و آن روزه‌ايست كه از ميان روزهاى ديگر فرض و واجب است و ديگر روزه‌ها مستحب است و اين روز را يهود