أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
5
آثار الباقيه ( فارسى )
و در هر عرض بلدى به شكل مخالف با عرض ديگر است ؛ و قطعههاى فلك البروج بر آن به تفاوت عبور مىكند ؛ ازينرو عمل تعديل به دايرهى افق تام نيست و بر يك نظام جارى نمىگردد « 1 » . سبب دوم آن است كه ميان تمام نصف النهارهاى بلاد دايرهى معدل النهار است و يا مدارات موازى با معدل ولى ميانهى دواير آفاق زياده بر آنچه گفته شد دواير انحراف به شمال و جنوب هم مىباشد و در شناسايى كواكب و مواضع آنها به دانستن طول نيازمنديم كه با دانستن نصف النهار ملازمه دارد و به عرض كه ملازمه با شناسايى افق دارد محتاج نيستيم . علماى نجوم براى مراعات اين نكته دايرهاى برگزيدند كه حسابهاى ايشان در آن شيوع و عموميت داشته باشد و از غير آن رو برگردانيدند . با آنكه اگر به دايرهى آفاق هم عمل مىكردند باز به مقصود مىرسيدند و همان نتايجى كه از دواير نصف النهار مىگرفتند ممكن بود كه از دواير آفاق بگيرند ولى راه دور تر مىشد و بزرگترين خطا اين است كه شخص از راه راست پا بيرون گذارد و مسافت خود را طولانىتر كند . تا اينجا حدى بود كه شبانهروز را رويهمرفته بدان تحديد و تعريف كرديم ولى تعريف هريك از اين دو بطور تفصيل چنين است :
--> ( 1 ) - يعنى اگر ميخواستند طلوع و غروب بعبارت ديگر روشنايى و تاريكى را اهل نجوم مبداء شبانهروز بدانند در هر بلدى يكنوع شبانهروز وجود مييافت در خط استوا شبانهروز درست بيست و چهار ساعت بود و همينطور كه از خط استوا به سمت قطب مىآمديم مقدار شبانهروز تفاوت مىيافت بقسمى كه در برخى بلاد شش ماه شب و شش ماه روز بود و منجمان از زمانهاى دور به اين فكر افتادند كه براى تساوى همهى شبانهروزهاى روى زمين چارهاى بينديشند و چون ديدند كه نصف النهار مانند دائرهى ميل كه افق استوا مىشود به دو قطب معدل النهار ميگذرد از اينرو نصف النهار را انتخاب كردند كه در همه روى زمين شبانه روز بيست و چهار ساعت باشد خلاصه آنكه چون نصف النهار هم يكى از دوائر ميول است و دائرهى ميل افق خط استوا مىشود پس نصف النهار بالقوه افق استوائى است . ( نقل از باب سوم قانون مسعودى )