أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

344

آثار الباقيه ( فارسى )

منازل قمر . ايرانشهرى مىگويد كه من از جمعى از علماى ارمنيه شنيدم كه مىگفتند كه چون صبح روز ثعلب شود بر كوه بزرگى كه ميان زمين داخل و زمين خارج است قوچ سفيدى ديده مىشود كه در همه سال جز در اين وقت ديده نميگردد و مردم اين ناحيه اگر اين قوچ فرياد كند مىگويند سال پر نعمت است و خوش خواهد گذشت و اگر فرياد نكند بخشگسالى فال بد مىزنند . ايرانيان صبح يوم الثعلپ بنگاه گردن به ابر تيمن مىجستند و از صفا و كدورت و لطافت و كثافت آن بسعادت و نحوست زمان و خشگسالى و فراوانى سال استدلال مىكردند . آذر عيد يا آذرجشن روز نهم روز آذر عيدى است كه آن را براى توافق دو نام آذرجشن مىنامند و در اين روز با فروختن آتش احتياج مىيابند و اين روز عيد آتش است و به نام فرشته‌اى كه كه به همه آتشها موكل است موسوم است و زردشت امر كرده كه در اين روز آتشكده‌ها را زيارت كنند و قربانيها به آتش نزديك كنند و در امور عالم مشاوره كنند . اعياد ديماه از خرم روز و ديگر اعياد مانند ديبگان و غيره دىماه و آن را خورماه نيز مىگويند نخستين روز آن خرم روز است و اين روز و اين ماه هر دو بنام خداى تعالى كه هرمزد است ناميده شده يعنى پادشاهى حكيم و صاحب‌رايى آفريدگار و در اين روز عادت ايرانيان چنين بود كه پادشاه از تخت شاهى به زير مىآمد و جامه سپيد مىپوشيد و در بيابان بر فرشهاى سپيد مىنشست و دربانها و يساولان و قراولان را كه هيبت ملك بدانهاست بكنار مىراند و در امور دنيا فارغ البال نظر مىنمود و هركس كه نيازمند مىشد كه با پادشاه سخن بگويد خواه كه گدا باشد يا دارا و شريف باشد يا وضيع بدون هيچ حاجب و دربانى بنزد پادشاه مىرفت و بدون هيچ مانعى با او گفتگو مىكرد و در اين روز پادشاه با دهقانان و