أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

327

آثار الباقيه ( فارسى )

لازم نباشد كه تأخير يابد آيا آنوقت كه ايرانيان سالهاى خود را كبيسه مىنمودند اين آتش از وقت فعلى خود پيشى مىگرفته است ؟ ابو الفرج را در مقابل اين اشكال پاسخى نبود كه مرا اقناع كند . دانندگان نيرنگ‌ها مىگويند هركس بامداد نوروز پيش از آنكه سخن گويد سه مرتبه عسل بچشد و سه پاره موم دود كند از هر دردى شفا مىيابد . برخى از علماى ايران مىگويند سبب اينكه اين روز را نوروز مينامند اين است كه در ايام تهمورث صابئه آشكار شدند و چون جمشيد بپادشاهى رسيد دين را تجديد كرد و اين كار خيلى بزرگ به نظر آمد و آن روز را كه روز تازه‌اى بود جمشيد عيد گرفت اگرچه پيش از اين هم نوروز بزرگ و معظم بود . باز عيد بودن نوروز را چنين گفته‌اند كه چون جمشيد براى خود گردونه بساخت در اين روز بر آن سوار شد و جن و شياطين او را در هوا حمل كردند و بيك روز از كوه دماوند ببابل آمد و مردم براى ديدن اين امر در شگفت شدند و اين روز را عيد گرفتند و براى يادبود آن روز در تاب مىنشينند و تاب مىخورند . دسته ديگر از ايرانيان مىگويند كه جمشيد زياد در شهرها گردش مىنمود و چون خواست به آذربايجان داخل شود بر سريرى از زر نشست و مردم بدوش خود آن تخت را ميبردند و چون پرتو آفتاب بر آن تخت بتابيد و مردم آن را ديدند اين روز را عيد گرفتند . در اين روز رسم است كه مردمان براى يكديگر هديه ميفرستند و سبب آن چنان كه آذرباد موبد بغداد حكايت كرد اين است كه نيشكر در كشور ايران روز نوروز يافت شد و پيش از اين كسى آن را نمىشناخت و نمىدانست كه چيست و خود جمشيد روزى نىاى را ديد كه كمى از آبهاى درون آن به بيرون تراوش كرده بود و چون جمشيد ديد كه آن شيرين است امر كرد كه آب اين نى را بيرون آورند و از آن شكر ساختند و آنگاه در روز پنجم شكر بدست آمد و از راه تبرك به آن ، مردم براى يكديگر شكر هديه فرستادند و در مهرگان نيز اين كار را به همين