أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

325

آثار الباقيه ( فارسى )

و تمايل حيوانات به تناسل و آغاز نو تا تكامل و ذبول طى كند اين بود كه نوروز را دليل پيدايش و آفرينش جهان دانستند و گفته‌اند در اين روز بود كه خداوند افلاك را پس از آنكه مدتى ساكن بودند به گردش درآورد و ستارگان را پس از چندى توقف گردانيد و آفتاب را براى آنكه اجزاى زمان از سال و ماه و روز به آن شناخته شود آفريد پس از آنكه اين امر پنهان بود و آغاز شمارش از اين روز شد و گفته‌اند خداوند عالم سفلى را در اين روز آفريد و كيومرث در اين روز به شاهى رسيد و اين روز جشن او بود كه به معناى عيد اوست و نيز گفته‌اند خداوند در اين روز خلق را آفريد و اين روز و مهرگان تعيين‌كننده زمان هستند چنان كه ماه و آفتاب فلك را تعيين مىكنند . عبد الصمد بن على در روايتى كه به جد خود ابن عباس آن را مىرساند نقل مىكند كه در نوروز جامى سيمين كه پر از حلوا بود براى پيغمبر هديه آوردند و آن حضرت پرسيد كه اين چيست ؟ گفتند امروز روز نوروز است پرسيد كه نوروز چيست ؟ گفتند عيد بزرگ ايرانيان است فرمود آرى در اين روز بود كه خداوند عسكره را زنده كرد پرسيدند عسكره چيست فرمود عسكره هزاران مردمى بودند كه از ترس مرگ ترك ديار كرده و سر به بيابان نهادند و خداوند به آنان گفت بميريد و مردند سپس آنانرا زنده كرد و ابرها را امر فرمود كه به آنان ببارد از اينروست كه پاشيدن آب در اين روز رسم شده سپس از آن حلوا تناول كرد و جام را . بحثى راجع به نوروز و علت پيدايش آن و جام را ميان اصحاب خود قسمت كرده و گفت كاش هر روزى براى ما نوروز بود و برخى از حشويه مىگويند كه چون سليمان بن داود انگشتر خويش را گم كرد سلطنت از دست او بيرون رفت ولى پس از چهل روز بار ديگر انگشتر خود را بيافت و پادشاهى و فرماندهى بر او برگشت و مرغان بر دور او گرد آمدند ايرانيان گفتند نوروز آمد يعنى روزى تازه بيامد و سليمان باد را امر كرد كه او را حمل كند و پرستويى در پيش روى او پيدا شد كه مىگفت : اى پادشاه مرا آشيانه‌ايست كه