أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
مقدمه 30
آثار الباقيه ( فارسى )
پيش چشم شماست سالها وقت مرا گرفت . كتاب دوم پاتنجلى است كه پروفسور ريتر آن را به چاپ رسانيده . سوم كتاب راشيكات است كه در تناسب مىباشد و در حيدرآباد چاپ شده و رسالهى مختصرى است . نظرى به نسخههاى آثار الباقيه ما از خاورشناس نامى آلمانى كه كتاب آثار الباقيه و ماللهند را در آلمان به طبع رسانيده سپاسگزاريم و اگر اقدام او نبود احتمال مىرفت كه اين نسخههاى خطى نيز مانند قسمت اعظم نوشتههاى بيرونى رهسپار عدم گردد و كوشش او در شناساندن بيرونى از راه ترجمه اين دو اثر به اروپا بيشتر قابل قدرشناسى است . نسخه بدلهاى او اكثر زائد است مثلا به جاى ( ذى حماء ) كه در قرآن آمده يعنى گلآلود ذى حمى آورده كه به معناى تبدار باشد و چشمه گلآلود مىشود و تب نمىكند و ابو عبد اللّه جبلى را كه بيرونى مىگويد اخلاق جبلى او سبب تندخويى و ناسزاگويى او به ايرانيان شده است به جاى جبلى حبلى آورده كه صفت زن است و با نسبت اخلاق او به مردم جبل اين احتمال به كلى ساقط است و در اقدار ثوابت به جاى ج كه به معناى قدر سوم است ح آورده كه در حساب جمل هشت مىشود و چون ثوابت را قدما بيش از شش قدر نداشتند هرچند امروزه از لحاظ تشعشع آنها تا صد قدر ذكر شده ، مسلم ح غلط و صحيح ج است و نظائر اين اغلاط از قبيل زمان وسطى كه با فتح واو است و هر هيئتدانى تعريف آن را مىداند با ضم واو ذكر كرده و با صلوة وسطى به ضم واو اشتباه كرده با همه اين احوال اين خردهگيرىهاى جزئى نسبت به خدمت باارزش او چيزى نيست اما اگر من به حروف معرب دسترسى داشتم بهتر مىبود و خواستم در كواكب مسخره كه مسخره اسم مفعول از باب تفعيل است روى خاء تشديد بگزارم ممكن نشد و با مسخره به فتح ميم نبايد اشتباه شود و گرنه كار به مسخره مىكشد ! و همين اشكال در كلمه مقطعه در حروف مقطعه است . در القاب بطالسه محب الخيل ذكر شده و نسخههاى خطى نيز چنين است و اين لقب هم خالى از معنى نيست زيرا دوستار اسب معنى آنست و زيد الخيل هم مردى در جاهليت بوده ولى با ترجمه القاب جانشينان اسكندر به فرانسه محب الخير صحيح است چه Bienfaisant به معناى نيكوكار است و اين القاب را كه دوستدار برادر يا دوستدار خير باشد از راه تمسخر به آنان دادهاند چه يكى برادركش بوده و ديگرى شرير و بدكار . ولى آنچه مهم است اين مىباشد كه پس از اين خاورشناس چهار نفر آلمانى نسخههايى از آثار الباقيه يافتهاند و هركدام قسمتهايى كه از كتاب ساقط بوده پيدا كردهاند و اينجانب كار آن چهار تن را كنترل كردم و قسمتهايى در دو نسخه عكسى دانشگاه كه از روى نسخههاى