أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

312

آثار الباقيه ( فارسى )

انوشيروان نزد مزدك رفت و با او سخن گفت و بسيار زارى كرد و پايش را بوسيد تا منتى بر او گذاشته دست از مادرش كشيد . پس از اينكه انوشيروان به شاهى رسيد نخست كارش آن بود كه مزدك و مزدكيانرا هرچه توانست گرفت و آنانرا در گودالهايى چال كرده و درحالىكه سرهاشان افتاده بود و به پشت خوابيده بودند مردند . و ديگر پيروان او را از بزرگان و خانواده‌ها امر كرد كه از كيش مزدك دست بكشيد و هركس كه چنين كرد رهايى يافت و گرنه كشته شد و انوشيروان همواره مىگفت هنوز بوى گند جوراب مزدك كه پايش را بوسيدم در بينىام مانده است . از پيروان مزدك جمعى مانده‌اند كه به مزدكيه و خرمدينيه معروفند براى نسبتى كه به دين خود دارند و نيز آنانرا براى پيروى از زند كه به معناى تفسير نزد آنان است زنادقه نيز گويند و پازند فرقش با زند آن است كه زند تفسير و پازند به معناى تأويل است . مانويان را نيز مجازا زنادقه مىگويند و فرقه باطنيه را در اسلام نيز چنين مىنامند زيرا اين دو دسته در توصيف خداوند به صفاتى و در تأويل ظواهر به مزدكيه شبيه و مانند مىباشند . براى تمام نامهايى كه اقوامى بدان ناميده شده‌اند معانىيى موجود است كه اين نامها از آن بيرون آمده هرچند بطور كمال و تمام ما آن را ندانيم . مانند يهود كه مىگويند اين اسم از « انا هدنا اليك » يعنى ما راهنمايى و هدايت ترا پيروى كرديم ، مشتق است كه بعدا كلمه صرف شد و نيز گفتند فرموده ديگر خداوند « كُونُوا هُوداً » دليل است كه يهود از هاد يهود فهو هائد و هود مشتق است ولى اين سخنان باطل است و اين رسم منسوب به يهوذا بن يعقوب عليه السلام است زيرا سلطنت يهود در خانواده او ماند و ذال غير معجمه به دال مبدل شد . نيز مانند نصارى كه گفته‌اند از نصر مشتق است چنان كه در قرآن آمده « مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ » اين اشتقاق هم نادرست مىباشد