أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
211
آثار الباقيه ( فارسى )
دهيم خانه هفدهم واسطه مىشود و اين دومين واسطه خواهد و چون خانه هفدهم و خانهء اول را باز از نو دو طرف و دو حاشيه قرار دهيم خانهء نهم واسطه مىگردد كه سومين واسطه باشد و چون خانه نهم و اول را مجددا دو حاشيه قرار دهيم خانه پنجم واسطه مىشود كه واسطه چهارم باشد و چون خانه پنجم و خانه اول را دو حاشيه گردانيم خانهء سوم واسطه مىشود كه پنجمين واسطه باشد و چون خانه سوم و خانهى اول را دو حاشيه و كنار قرار دهيم خانه دوم واسطه مىشود كه عدد آنخانه 2 مىباشد و خود آن خانه واسطه ششم است و چون عدد دو را در خود ضرب كنيم مضروب خانهء اول در خانه سوم خواهد شد و چون خانه اول واحد است پس حاصلضرب واسطه پنجم است كه در خانه سوم قرار دارد و آن چهار است و چون چهار را در خود ضرب كنيم شانزده مىشود كه واسطه چهارم است و در خانه پنجم و چون آن را باز در خود ضرب كنيم دويست و پنجاه و شش مىشود كه واسطهء سوم و در خانه نهم است و چون آن را نيز در خود ضرب كنيم شصت و پنج هزار و پانصد و سى و شش مىشود كه دومين واسطه و در خانهى هفدهم است و چون آن را نيز در خود ضرب نماييم اين عدد بدست مىآيد 4294967296 كه واسطه اولى در خانه سى و سوم باشد و چون عدد مذكور را در مثل خود ضرب كنيم اين عدد بدست مىآيد 3709551616 ، 1844674407 كه چون يكى از آن اسقاط كنيم ، يعنى خانه اول ، براى ما جميع خانههاى شطرنج باقى مىماند كه عبارت از عددى باشد كه در ابتداى كار مثل زديم و اين عدد را نمىشود براى زيادتى كه داراست ضبط نمود مگر آنكه آن را بر ده هزار تقسيم كنيم تا بدره شود و بدرهها بر هشت تقسيم كنيم تا بار گردد و اين بارها بر ده هزار تقسيم كنيم تا استرهايى شود كه اين بارها را مىكشند بطور دستهاى كه هر دسته ده هزار استر خواهد بود و چون اين دسته استرها را بر هزار تقسيم كنيم كه تا كنار شطوط اين دشتها بچرند ، بر كنار هر شطى هزار استر و عدد اين دشتها را بر ده هزار تقسيم كنيم كه تا از هر ده هزار دشت ده هزار كوه بيرون آيد با آنكه در اين تقسيم مسامحه كردهايم