أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
176
آثار الباقيه ( فارسى )
سال ايرانيان در اورشليم حكومت كردند و صد و هشتاد سال يونانيان و سيصد و شصت سال روميان و پانصد و چهل سال ساسانيان كه مجموع اين سال هزار و صد و سى و نه سال است و اين دليل است كه آنچه گفتهاند خلاف حقيقت است زيرا آخر سالهاى مذكور بيرون از سه صورت نيست يا سال هجرت است يا سال هلاك يزدگرد يا ميان اين دو و آخر اين تاريخ كه يهود گفتهاند نمىتواند پس از هلاك يزدگرد باشد زيرا وقتى چهل سال از اين تاريخ را كه فاصله عمارت بيت المقدس تا اسكندر است كم كنيم هزار و نود و نه سال مىشود كه صد و سى و هفت سال پس از هلاك يزدگرد است و اين قبيل امور است كه ما را به اقوال يهود به شك واميدارد و آن اطمينان قلبى را كه بايد به سخنان آنان داشته باشيم از ما سلب مىكند . نيز يهود درباره ملوك بنى اسرائيل در كلامى كه از تورات تأويل كرده گفته - اند كه چون يعقوب از برادرش عيسو سخت در بيم و هراس بود خداوند به دو وحى فرستاد كه تو از او مترس و من ترا حفظ مىكنم باز هم يعقوب به اين سخن اطمينان قلب نيافت و ده يك گوسفندانش را به برادرش داد كه پانصد و پنجاه گوسفند بود تا از شر برادرش آسوده شود « 1 » . و چون خداوند ديد كه يعقوب چنين كرد برآشفته به دو گفت تو چرا به گفتار من اطمينان نداشتى اكنون دادم به برادر تو آنچه بايد بدهم و اولاد عيسو را بر اولاد تو پانصد و پنجاه سال فرمانروا ساختم و اين مدت به خراب دوم بيت المقدس تا فتح مسلمانان بيت المقدس را نزديك است و در اين كارها نسبت دادن جور و ستم به خداوند است و گرفتن پسر بجاى پدر در مجازات و حال آنكه و ما اللّه بظلام للعبيد .
--> ( 1 ) - پس از آنكه مطابق تورات يعقوب را اسحاق بركت داد كه او را يهوه بارور خواهد ساخت ديگر جا نداشت كه يعقوب از عيسو بهراسد و به حران بگريزد بعد هدايايى بسيار به برادر خود بدهد اما داستان بركت دادن كه شرط آن تهيه يك غذاى مطبوع باشد و بعدا بستن پوست بزغالهها بدست يعقوب عليه السلام و فريب خوردن اسحاق هنگامى كه دستهاى پر موى عيسو را با اين حيله با دست يعقوب اشتباه كرد همه اينها خواندنى و فكر كردنى است .