أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )

171

آثار الباقيه ( فارسى )

بحثى در كارهاى كسروى مورخ در پيش وعده داديم كه سياق كسروى را در تاريخ بيان كنيم و اكنون براى انجام وعدهء خود مىگوئيم : چون كسرى به اضطرابى كه در دو قسم اخير تاريخ است وقوف يافت كار بسيار شگفت‌انگيزى كرد كه ما از كار او و از خود او در شگفت مانده‌ايم ، و كارى كه كسروى كرده اين است كه دويست و شصت و شش سال براى مدت سلطنت اشكانيان كم كرد و حمزة بن حسن اصفهانى تنها رائى را كه از ابستا تصحيح كرده و رأى ديگرى را كه از نسخهء مؤبد گرفته براى ما نقل كرده و در هر دو رأى مدت پادشاهى اشكانيان بر سيصد و پنجاه سال افزون مىگردد و ما بايد يكى از دو كار كنيم يا يكى از اين دو رأى عمل نماييم و يا طريقه‌اى را كه كسروى پسنديده به آن دو مقرون كنيم . پس از اينكه كسروى از كار نامبرده در فوق فراغت يافت و تصديق كرد كه تخليطهايى در آن قسمت از تاريخ كه گفته شد واقع گشته ولى ايكاش من مىدانستم كه چرا اين مدت را از دوره سلطنت ساسانيان كم كرد و از اشكانيان چشم پوشيد با آنكه تاريخ اشكانيان بعللى مغشوش است . يكى از آن علل اين است : كه احوال عمومى ايرانيها در آن عصر پراكنده بود و مردم بواسطه عذابها و بدرفتاريهاى اسكندر و جانشينان او به خود پرداخته بودند و از همه چيز غافل بودند . علت ديگر اين است : كه اسكندر هرچه از علوم مرغوب و صنايع بديع در ايران يافت همه را طعمه آتش گردانيد حتى اينكه مقدار زيادى كتب دينى را سوزاند و بناهاى رفيع را از قبيل ساختمانى كه در اصطر است و در عصر به مسجد سليمان بن داود معروف است خراب كرد و آتش زد و من گويند كه هنوز از آتش - سوزى در جايهايى از آن بنا باقى است . اين بود كه ايرانيان مدتى را كه ميان سلطنت اسكندر و اردشير است و روميان در آنوقت ايشان را اداره مىكردند ذكر نمودند .