أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
125
آثار الباقيه ( فارسى )
گويى از بزرگى استخوان شتر است و باندازهاى بد بو شده كه جز پس از آنكه بينى خود را شخص ببندد نمىتواند وارد مقابر ايشان شود چه مىگويند و اجماع مردم آن نواحى بر اين است كه مقصود از اهل ظلمه ايشان هستند و چون دشمنان نام يوم الظلمه را بشنوند از راه تكبر و غرور بينى خود را بالا كند و چانههاى خود را كج مىكنند به اين گمان كه ايشان مردمى فاضل هستند و از دايرهى عوام پا بيرون نهادهاند و اللّه حسبهم و لنا اعمالنا و لهم اعمالهم . جداولى در تاريخ ملوك آثور در برخى كتب جداولى ديدم كه مدت پادشاهى ملوك آثور را كه اهل موصل باشند و مدت سلطنت ملوك قبط را كه در مصر بودند و همچنين مدت پادشاهى ملوك بطالسه را كه مفرد آن بطلميوس است ( زيرا اسكندر در دم مرگ وصيت كرده بود كه هريك از يونانيان كه بسلطنت رسد خود را به اين نام موسوم نمايد تا باعث ترس مردم باشد ، چه معناى اين واژه مردى حربى و جنگى است ) و نيز تواريخ ملوك روم را كه پس از بطالسه بودند ذكر كرده بود و ساليان مذكوره در آن كتب از مولد ابراهيم تا اسكندر دو هزار و نود و شش سال بود كه از آنچه يهود و نصارى و اصحاب قرانات مىگويند بيشتر است و من آن جدولها را بعينه در اين فصل نقل كردم و زمان با ما مساعدت نكرد كه نامهاى اين ملوك را كه شنيدهام تصحيح و اصلاح كنم و اگر كسى بر اين مطالب واقف شد براى آسان كردن راه علم و رفع زحمت از ديگران نامهاى مذكور را تصحيح كند و نبايد كه اين اسامى ديگر جداول را جز شخصى كه بحروف جمل عارف است و در تصحيح نامهاى گفته شده توجهى و عنايتى دارد استنساخ كند زيرا اين نامها را اگر وراقين « 1 » نقل كنند فاسد خواهند نمود و جز در ساليان زياد اصلاح آن ممكن نخواهد بود و جداول منقوله بدين قرار است :
--> ( 1 ) - وراقين بمنزله مطابع بودند و يك نفر عدهاى خطاط را جمع مىكرد و كتابهاى خطى را از روى نسخ مينوشتند و مىفروختند و ابن نديم صاحب فهرست وراق بوده اين است كه نامهاى كتب معموله آن عصر را در كتاب خود جمع كرده و راجع به صنعت وراقه ابن خلدون در مقدمهى خود بحث كرده است .