أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
121
آثار الباقيه ( فارسى )
عمر هم اينطور است و نيز طول اعمار گاه مىشود كه بيك مكان خاص اختصاص مىيابد و در بلد ديگر اينطور نخواهد بود مانند مردم فرغانه و يمامه كه بنابر نقل اهل تحصيل اهل اين ديار از همه جاى جهان عمرشان طولانىتر است و عربها و هنديان در طول عمر از اهل اين دو ديار معروفترند . نقل عقيده ابو معشر بتوسط ابو سعيد شادان بر كميت عمر ابو سعيد شادان در كتابى كه با ابو معشر در اسرار مذاكره كرده از ابو معشر بلخى چنين حكايت مىكند كه مولد پادشاه سرنديب را بنزد او فرستادند و طالع او جوزاء بود ، و زحل در سرطان و آفتاب در جدى ، ابو معشر حكم نمود كه اين طفل دور اوسط زحل را زندگى خواهد كرد . ابو سعيد شادان مىگويد كه من با ابو معشر گفتم : سبحان اللّه كدخداى او در بيتى ساقط از اوتاد در بحران رجوع خود راجع گشته پس بدين سبب جز دور اصغر خود را نتواند بخشيد و به علت اينكه راجع است بايد پنجاه سال هم از دور اصغر كم كرد ابو معشر گفت : اين مولود از اهل كشورى است كه در آنجا حكم به طول اعمار نمودهاند و بسيار در آنجا اتفاق مىافتد كه شخص فرتوت مىشود با آنكه صاحب او زحل بوده و ابو معشر گفت : من اينطور شنيدهام كه اگر كسى در آن كشور پيش از آنكه به دور اوسط زحل رسد بميرد از سرعت مرگ او در شگفت مىشوند و چون زحل در اقليمى كه تعلق به آن دارد به كدخدايى مستولى شود از دور اكبر و اوسط خود زياد چيزى نقصان نمىكند مگر اينكه ساقط باشد . ابو سعيد مىگويد كه من گفتم : اكنون نيز زحل ساقط است گفت از شكل شكل نظر ساقط است نه از تدبير « 1 » . و در جاى ديگر از كتاب خود حكايت كرده كه من نزد ابو معشر بودم كه ابو عصمه دوست و ملازم صفار از امرى كه در دلايل مولود او بود و از آن مىترسيد از ابو معشر پرسيد ، ابو معشر گفت : مىدانى كه پدرت چند سال است مرده گفت :
--> ( 1 ) - پس از اين عبارت در كتاب يك سطر و نيم عبارت ديگر است كه ابدا ربطى بماقبل ندارد و پيش از آن مقدارى حذف شده و آن عبارت اين است ( و اسرار الثانى كثيرة و كذلك هو فى بئر تحت الارض و للتحير فى هذه الحاله امر عجيب فاقروا فى هذا الموضع به طول اعمار اقليم دون اقليم ) .