أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
101
آثار الباقيه ( فارسى )
ميدارند و براى تأليف قلوب اشخاصى كه خود را به تشيع ايشان منتسب مىكنند بچه طريق اين حكايت را قبول مىكنند و چرا مانند جدشان امير المؤمنين نيستند كه از استمالت گمراهان و معاندان رو برگردانيد و گفت ما كنت متخذ المضلين عضدا . اما آنچه را كه از صادق روايت كردهاند : ( پس از رؤيت هلال رجب پنجاه و نه روز بشمار و روزه بدار در آينده زيرا خداوند سال سيصد و شصت روز آفريد و شش روزيكه آسمان و زمين را مىآفريد از آن استثناء كرد و اين شش روز در شمار نيستند ) اگر اين روايت درست باشد مقصود اين بوده كه در مكان واحد اكثر اوقات اينطور است ولى در همهى امكنه و بقاع جهان چنان كه در پيش گفتيم اين مطلب اطراد و عموميت ندارد . اما تعليل اين شش روز بدين علت كه ذكر شده بسيار تعليل ركيكى است كه روايت را تكذيب و طعنه به صحت آن مىزند . در تواريخ خواندهام كه ابو جعفر محمد بن سليمان از طرف منصور حاكم بر كوفه بود عبد الكريم ابن ابى العوجا را كه دائى معن بن زائده باشد حبس كرد و اين مرد مانوى بود و شفيعان او در مدينة السلام زياد شدند و به منصور اصرار كردند كه او را رها كند . منصور به عامل خود نوشت كه دست از ابن ابى العوجا بدار و او را رها كن و عبد الكريم منتظر بود كه درباره او مكتوبى از خليفه برسد و به ابى الجبار گفت كه اگر امير سه روز كشتن مرا عقب بيندازد صد هزار درهم خواهم بندگى كرد . ابى الجبار پيام ابن ابى العوجا را به محمد بن سليمان رسانيد و محمد بن سليمان گفت من او را فراموش كرده بودم و تو بيادم آوردى چون من از نماز جمعه برگشتم عبد الكريم را به ياد من آور . پس از اينكه محمد سليمان از نماز ادينه برگشت محمد بن جبار عبد الكريم را يادآورى كرد محمد بن سليمان فرمود گردن او را بزنند همين كه عبد الكريم