أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
66
آثار الباقيه ( فارسى )
شبيه است . سد اسكندر كجا بوده و شمردن اقوالى در اين زمينه اما سدى را كه او ساخته در ظاهر قرآن نص نيست كه كجاى زمين بوده و كتبى كه مشتمل بر ذكر بلاد و مدن است مانند جغرافيا و كتب مسالك و ممالك اينطور مىگويند كه ياجوج و ماجوج صنفى از اتراك شرقى هستند كه در اوائل اقليم پنجم و ششم جاى دارند معذالك محمد بن جرير طبرى در كتاب خود مىگويد كه فرمانرواى آذربايجان در روزگارى كه آنجا را فتح كرد شخصى را از طرف خود بدانجا فرستاد و آن سد را در پشت خندقى بسيار محكم ديد . عبد اللّه بن عبد اللّه بن خرداد به از يكى از ترجمانان كه در دربار خليفه بودند اينطور حكايت مىكند كه معتصم در خواب ديد اين سد شكافته شده و پنجاه نفر بدانجا فرستاد كه تا آن را ببينند و اين پنجاه تن از راه باب الابواب ولان و خزر بدان جايگاه رفتند و ديدند كه آن سد از پاره آهنهايى كه ميان آنها را با سرب آب شده بهم پيوستهاند بنا شده و آن سد را درى بود مقفل و حفظ آن بعهدهى مردمى بود كه در آن نزديكى جاى داشتند و ايشان پس از آنكه اين سد را ديدند برگشتند و آنكس كه بلد و هادى ايشان بود اين پنجاه تن را به بقاعى كه محاذى سمرقند بود هدايت كرد . اين دو خبر اينطور اقتضا مىكند كه اين سد در ربع شمالى غربى آبادانى جهان است . علاوهبراين قصهى مذكور اين مطلب را كه گفتهاند اهل اين بلاد مسلمان هستند و به تازى سخن مىگويند تكذيب مىكند چه ، اشخاصى كه منقطع از عمران هستند و در ميان زمينى سياه و بدبو كه به مسافت چند روز است جاى دارند نه خليفه مىشناسند و نه از خلافت خبر دارند و نه ميدانند خليفه چيست و معلوم نيست چگونه به عربى تكلم مىكنند و ما امتى كه مسلمان باشند و از ممالك اسلامى منقطع ، جز بلغار و سوار نمىشناسيم كه قرب انتهاى آبادان جهان و اواخر اقليم