أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
63
آثار الباقيه ( فارسى )
تبديل اسامى و زيادت و نقصان پاره از نامها خلافهاى زيادى است كه قضاوت در آن آسان نيست . صحت نسب شمس المعالى و سامانيان و خوارزمشاهيان و شيروان شاهان و مانند نسب حضرت امير سيد اجل منصور ولينعمت شمس المعالى ( كه خداوند بقاى او را امتداد داد ) كه هيچيك از دوستان او ( كه همواره خداوند ايشان را يارى كناد ) و هيچيك از مخالفان او ( كه خداوند ايشان را سركوب كناد ) شرف قديم و مجد اصيل او را از طرفين پدر و مادر انكار نمىكند . يكى از دو اصل او وردانشاه است كه حكومت در جبل داشت و او غير از امير شهيد مرداويچ شهيد است و اصل ديگر ملوك جبالاند كه به سپهبدى طبرستان و شاهى فرجوارجر ملقبند و هيچكس هم منكر نيست كه اين خانوادهى سلطنتى با سامانيان از يك طايفهاند زيرا دايى شمس المعالى رستم بن شروين رستم بن قار بن شهريار بن شيرو بن سرخاب بن به او بن شابور بن كيوس بن قباد است كه پدر انوشيروان بود . خداوند سلطنت مغرب و مشرق را براى مخدوم ما در افق عالم برگزيناد چنان كه شرافت خاندان را براى او از دو طرف پدر و مادر برگزيده ، چه اين كار بدست اوست و خير و خوبى نزد او است . باز مانند ملوك خراسان كه هيچ شخص منكر نيست سرسلسله اين طايفه اسمعيل است و او پسر احمد بن اسد بن سامان خداه بن جسيمان بن طغمات بن نوشرد بن بهرام چوبين بن بهرام جشنش است كه مرزبان آذربايگان بود . باز مانند شاهان اصلى خوارزم يعنى اشخاصيكه از خاندان سلطنتى بودهاند . باز مانند شاهان شيروان كه اجماعى مردم است كه ايشان از نسل ساسانياناند و اگرچه به توالى انساب ايشان محفوظ نماند . صحت دعاوى چه در انساب باشد و چه در غير آن هرچه پنهان باشد باز آشكار مىگردد چنان كه بوى مشك آشكار مىشود هر اندازه كه پنهان باشد .