عبد الحسين جواهر كلام
715
تربت پاكان قم ( فارسي )
قمى برمىخاستند و مرا كنار خود مىنشاندند » . فضلاى حوزه واقعهاى از آن زمان را چنين نقل مىكنند : « حاج آقا بهاء الدينى نقل مىكردند كه : مرحوم حاج شيخ ابو القاسم مشغول نوشتن سندى بودند كه من سررسيدم ، ( در آن موقع 12 سال داشتم ) ، به آقا گفتم نكند در اين معامله غررى باشد ، ايشان توقف كردند و سند را ننوشتند و گفتند : بايد تأمل كنم » . « حاج شيخ محمّد تقى بافقى آنچنان به حاج آقا بهاء الدينى اطمينان و ارادت داشتند ، و ايشان را در عنفوان جوانى مهذب و غالب بر هوا و هوس مىديدند ، كه طلبههاى مبتدى نوجوان و بچه سال را به حجره ايشان در مدرسهء فيضيه مىآوردند ، و مىفرمودند كه اين بچهها در نزد تو بمانند » . استادان معظمله حضرت آيتاللّه بهاء الدينى مقدمات علم را نخست از محضر پدر گرانقدرشان و پس از آن ، مقدمات و سيوطى و مغنى را از محضر استادان آن زمان ، شيخ ولى اللّه عامرهاى و ميرزا محمّد على اديب تهرانى با شور و شوق فراوان فراگرفت . و به دنبال آن ، سطح را از محضر استادان بزرگ و عالمان گرانقدر ميرزا محمّد همدانى و آخوند ملا على همدانى ( معصومى ) استفاده بردند . آيتاللّه بهاء الدينى پس از اتمام سطح و تكميل و تحكيم مبانى علمى به منظور فراگيرى دروس خارج ، در محضر علماى بزرگ و فحول محققان نامدار شيعه ، چون : حاج شيخ عبد الكريم حائرى ، سيد محمّد حجت كوهكمرى و حسين طباطبائى بروجردى حضور يافتند ، و از خرمن علوم و اطلاعات عميق آنان خوشهچينى كردند ، و همچنان با شور و شوقى وصفناپذير و با ارادهء استوار به تحقيق و مطالعه و تدريس پرداختند ، و سرانجام به درجهء اجتهاد نايل آمدند . يكى از شاگردان ايشان مىگويد :