مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

97

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

مروان پس از تصدّى خلافت در مكه طى سخنانى گفت : من مانند خليفه مستضعف ( عثمان ) و خليفة المداهن ( معاويه ) و خليفة المأفون ( يزيد ) نيستم و با آنها فرق دارم . نظّام مىگويد : به خدا قسم اگر تو نسب از آن مستضعف و سبب از آن مداهن حيله‌گر نمىداشتى هرآينه فاصله‌اى بين تو و خلافت مانند ستاره عيّوق و كرهء زمين بود . به خدا قسم تو شايستهء خلافت اسلام نبودى . براى اينكه نه سابقه‌اى در اسلام داشتى و نه قرابتى با رسول خدا ( ص ) . نه به دعوت شوراى امت اسلام به اين مقام رسيده‌اى و نه با وصيت و سفارش رسول خدا ( ص ) و نه از باب ارث و وراثت . بلكه تو نظير اسلافت ، اين خلافت اسلامى را غصب كرده‌اى . « 1 » قاضى عبد الجبار و ابن المرتضى نقل مىكنند : ابو اسحاق نظّام در هنگام مرگ با خود چنين مىگفت : بار خدايا تو مىدانى كه من در يارى توحيدت كوتاهى نكرده‌ام . خدايا تو گواهى كه من جز به راه و مكتب تو ، به راه و مكتب ديگرى اعتقاد ندارم . بار خدايا اگر تو به اعتقاد من آگاهى ، گناهانم را بيامرز و لحظات جان دادن را بر من آسان گردان . و آنگاه چند لحظه نگذشته بود كه جان سپرد . « 2 » در مورد تاريخ وفات نظّام چهار نظر وجود دارد : جمال الدّين اتابكى ، تاريخ وفات او را در سال 220 ه . ق . مىداند . « 3 » صفدى ، وفات او را در سال 230 ه . ق . نوشته است . « 4 » خطيب بغدادى ، ابن حجر و احمد امين وفات او را در سال 221 ه . ق . مىدانند . « 5 » اشعرى در مقالات الاسلاميين و زركلى در الاعلام و ابن المرتضى در المقالات و الفرق تاريخ وفات نظام را سال 231 ه . ق . مىدانند . « 6 » ابن نديم در الفهرست ، تأليفات نظّام را بدين‌گونه نام برده است : 1 - كتاب اثبات

--> ( 1 ) - العقد الفريد ، ج 4 ، ص 90 ؛ ضحى الاسلام ، ج 3 ، ص 108 . ( 2 ) - طبقات المعتزله ، ص 52 ؛ فرق الطبقات المعتزله ، ج 1 ، ص 61 ؛ ضحى الاسلام ، ج 3 ، ص 120 . ( 3 ) - النجوم الزاهرة ، ج 2 ، ص 234 . ( 4 ) - الوافى بالوفيات ، ج 6 ، ص 18 . ( 5 ) - ضحى الاسلام ، ج 1 ، ص 410 ؛ لسان الميزان ، ج 1 ، ص 67 ؛ تاريخ بغداد ، ج 6 ، ص 97 . ( 6 ) - مقالات الاسلاميين ، ص 90 ؛ اعلام زركلى ، ج 1 ، ص 43 ؛ المقالات و الفرق ، ص 143 .