مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
473
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
فارياب قدم به عرصه وجود نهاد . او از نوابغ عصر خود بود ؛ علم هيئت و حكمت را خوب مىدانست و به همين مناسبت او را صدر الحكماء لقب داده بودند . ظهير الدّين فاريابى و معلم ثانى ابو نصر فارابى هر دو در روستاى فارياب قدم به عالم هستى گذاردهاند و فارياب در نزديكى بلخ است . بعضى از مورّخان ابو نصر فارابى را به فاراب تركستان نسبت دادهاند . اگر اين نظريه را بپذيريم ، مىتوان گفت كه بلخ و فارياب خود جزو تركستان مىباشند . طاهر بن محمّد پس از پايان تحصيلات مقدّماتى از وطن مألوف خويش ، فارياب ، به نيشابور مسافرت كرد و قبل از ورود به نيشابور با خواجه شمس الدّين كه از فضلاى آن زمان بود باب دوستى و مرافقت گشود . او مدت شش سال در نيشابور اقامت كرد و گويا در اين شهر تحصيلات خود را تكميل كرد ؛ چنانكه خود مىگويد : مرا به مدت شش سال حرص علم و ادب * به خاكدان نشابور كرد زندانى به هر هنر كه كسى نام برد در عالم * چنان شدم كه ندانم به عهد خود ثانى حكيم فاريابى ، سپس رو به عراق نهاد . پس از مراجعت از عراق ، عزم مازندران كرد ، چنانكه مىگويد : راست يك سال و نيم شد كه مرا * در عراق است حكم آبشخور عزم آن كردهام كه برتابم * سوى مازندران عنان سفر پس از دو سال اقامت در مازندران به شهر رى رفت ؛ ولى در آنجا به او بسيار سخت گذشت و روزگار با وى كمتر مساعدت كرد . مدت يك سال نيز در آذربايجان اقامت گزيد . برخى از مورّخان عقيده دارند كه اين استاد بزرگ در اواخر عمر عزلت اختيار كرد و به طاعت و عبادت پرداخت و دنياى پرزرقوبرق را براى اهلش واگذاشت . مسافرتهاى او از بلخ به نيشابور و عراق ، ازآنجا به مازندران و سپس به تبريز بود . قزل ارسلان حاكم آذربايجان مقدم او را گرامى داشت ؛ ولى پس از دو سال فاريابى از نزد او گريخت و به خدمت اتابك ابو بكر نصرة الدّين محمّد ايلدگز رسيد . پس از رفتن ظهير الدّين قزل