مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
448
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
آسمان گفت من زمين باشم * در شبى كو براق را زين كرد دوستان را به جود شادان داشت * دشمنان را به تيغ غمگين كرد * * * دى گذشت امروز جانى مىكنم * كيست كز غم تا به فردا مىكشد چشم بد در روى وامق باز شد * نيل بر رخسار عذرا مىكشد كس مبادا كه زنى بيند به چشم * آنچه يوسف از زليخا مىكشد چرخ رعنا بر تو عاشق مىشود * غاليه بر روى زيبا مىكشد بىاميد مزد كارى مىكنيد * هردمى مردم به سودا مىكشد شاخ خرما بين به صحن باغ در * بار خار از بهر خرما مىكشد اى خدا كز توست ترتيب فلك * برّه را بر روى جوزا مىكشد در جوار فضل تو هر مجرمى * رخت در فردوس اعلا مىكشد در بهشت از بهر ما رضوان همى * توتيا در چشم حورا مىكشد [ 272 ] شهاب بن معمر بلخى عوفى ابو الازهر شهاب بن معمر بلخى ، از محدّثان بزرگ دار الاجتهاد بلخ بشمار مىرفت . ابو سكّن مكى بن ابراهيم بلخى مىگويد : ابو الازهر شهاب بلخى در سال 203 ه . ق . در بلخ قدم به جهان هستى گذارد و در سال 296 ه . ق . در سنّ 93 سالگى به عالم بقا شتافت . او در اواخر عمر شنوايى خود را از دست داد . اين مرد بزرگ براى اسلام خدمات فراوانى انجام داد . « 1 » او علم حديث را در خدمت بزرگانى چون : ابو يحيى بكر بن سلمان اسوارى ، حمّاد
--> ( 1 ) - فضائل بلخ ، ص 206 .