مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
437
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
در كتاب رياض الشعراء و مآثر بلخ او را صاحب بلخى معروف به شريف ذكر كردهاند و اين احتمال وجود دارد كه نام او صاحب و تخلصش شريف و يا شريفى بوده باشد و اين تخلص در غزلياتش مشهود است . اين ابيات از اوست : « 1 » بسكه سيل غمت از ديده دمادم گذرد * روز هجر تو مرا چون شب ماتم گذرد مرهم ريش دلم را ز خدنگ مژه ساز * پيش از آن دم كه مرا كار ز مرهم گذرد لاله رويد ز زمينى كه بر آنجا گذرى * بسكه خون دلم از ديدهء پرنم گذرد آنكه در عالم سرمستى و رندى جا كرد * جاى آن است كه آن از همه عالم گذرد مكن اندوه شريفى ز غم و غصهء دهر * روزگاريست كه بىغم نفسى كم گذرد * * * وصل يار ما ز عمر جاودانى خوشتر است * لعل جان بخشش ز آب زندگانى خوشتر است زلف او را چون سر فتنه است در دور قمر * با رخ او عشق ورزيدن نهانى خوشتر است گرچه پيغام نسيم صبح با ياران نكوست * درد دل با دلبران گفتن زبانى خوشتر است در تعلق هر رگ جان را به دو انسى بود * پاكبازان را به دلبر ميل جانى خوشتر است عافيت كافى است باقى جمله اينها دردسر * اى شريفى گر تو اينها را ندانى خوشتر است [ 263 ] شريف شبرغانى مولانا شريف شبرغانى در روستاى اشرف از حوالى شبرغان پا به عرصه وجود نهاد . اجداد او اهل فضل و كمال بودند . وى در زادگاهش مشغول تحصيل علوم عقلى و نقلى شد و در كوتاه مدت علوم متداول از جمله ادبيات را خوب آموخت و در اين رشته صاحبنظر شد . علاوه بر آن ، از ذوق و قريحهء شعرى برخوردار بود و خط را نيز نيكو
--> ( 1 ) - تذكرهء مرآة الخيال ، ص 70 .