مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

427

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

بود . پس از اينكه عبد العزيز خان در سال 1055 ه . ق . به سلطنت رسيد و مركز حكومت خود را بخارا قرار داد ، سيدا از بلخ به بخارا هجرت كرد و مسئوليّت تعليم و تربيت فرزندان عبد العزيز خان را برعهده گرفت و به آخوند ملا سيدا شهرت يافت . وى ديوانى شامل 30 الى 35 هزار بيت دارد كه مشتمل بر قصيده مثنوى ، غزل ، رباعى و قطعه مىباشد . در آخر اين ديوان قصيده‌اى مطوّل به نام منطق الوحوش سروده و در پايان آن زمان و مكان تصنيف ديوان خود را ذكر كرده است : تاريخ از هزار و نود و يك گذشته بود * از هجرت رسول شه آخر الزّمان اين داستان به شهر بخارا تمام شد * در روزگار حضرت عبد العزيز خان كاتب ديوان مىنويسد كه ديوان آخوند ملا سيد سيدا در حدود سال 1092 ه . ق . به پايان رسيده است . سيدا 35 سال در بخارا ساكن بود و براثر اقامت طولانى در بخارا او را بخارايى نيز گفته‌اند . برخى افراد در مزار شريف پاره‌اى از غزليات و مثنويهاى سيدا را به خود نسبت داده‌اند . گفته‌اند كه سيدا در عصر حكومت عبد الرحيم خان حاكم سمرقند مىزيسته و بنا به دعوت حاكم به سمرقند رفته و در بازگشت از سمرقند به بخارا حاكم اسبى را به او پيشكش كرده و سيدا در وصف اسب چند رباعى گفته است ؛ از آن جمله اين رباعى : اسبى است به زير پايم امروز به دو * چون فيل بود لوله چو فرزين كج‌رو پيوسته ز كهكشان چرا مىسازد * حاجت نه به آخورست او را نه به جو نويسندهء شرح حال سيدا در مجله آريانا مدعى است كه ديوان خطى سيدا را ديده و مطالعه كرده است . غزل زير از ديوان اوست . « 1 » ز اشك كلبهء من كعبه و بتخانه مىسوزد * تو در يك‌خانه آتش مىزنى صد خانه مىسوزد تو مى با غير مىنوشى و مىگردم كبابت من * تو شمع انجمن مىگردى و پروانه مىسوزد

--> ( 1 ) - دايرةالمعارف آريانا ، ج 3 ، ص 555 .