مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

425

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

[ 251 ] سيّد خان بن قاضى سيّد نعمان اذنب سيّد خان اذنب در شبرغان پا به عرصهء وجود نهاد و در آن محل نشو و نما كرد . وى تحصيلاتش را در همين شهر به پايان رسانيد . اذنب علاوه بر فضل و كمال علمى ، از خطّاطان مشهور بود و از اين طريق امرار معاش مىكرد . ديگر از صفات برجستهء او قريحه و ذوق شعرى اوست . وى ديوانى تدوين كرد ، ولى از آن اثرى باقى نيست به‌جز اشعارى پراكنده كه در ميان مردم رواج دارد . اذنب كتابى نوشت و به يكى از امراى تركستان تقديم كرد . از قراين پيداست كه او در سال 1287 ه . ق . حيات داشته است ؛ ولى متأسفانه تاريخ وفاتش معلوم نيست . اين ابيات از اوست . « 1 » تو از سررشته آغاز و انجامم چه مىپرسى * تلف گرديد نقد و نسيه‌ام يكسر سراغ يار سرشتم از ازل چون ذرّه با خورشيد مىپيوست * رهى پروانه‌ام را نيست جز گرد چراغ يار چمن خواهى بهار نامرادى را تماشا كن * به رنگ لاله گل كرده است در دل تازه داغ يار سرخ‌رو بودن اذنب ز كمال شوق است * خالى از مى نبود صورت مينا گل نار [ 252 ] سيّد خنجر سيّد خنجر از سادات چيچكتو است . وى براى تحصيل علم به شهر هرات رفت ، ولى ادامهء تحصيل نداد و چون قريحه و استعدادى بسيار داشت به دربار روى آورد و در ميدان شعر و ادب در زمرهء شاعران نامى قرار گرفت . در اواخر عمر به بلخ رفت و در آن

--> ( 1 ) - دايرةالمعارف آريانا ، ج 3 ، ص 600 .