مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
424
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
سميع در روزگار سبحان قلى خان مىزيست و ديرى نپاييد كه بلخ را به قصد سمرقند ترك گفت و مدتى در آن سرزمين اقامت گزيد و در آنجا شهرت فراوان كسب كرد . وى در اواخر عمر به زادگاه خويش بلخ بازگشت براى فضلا و طلّاب كرسى درس گذاشت و طالبان علم از انوار فروزان دانشش فيض مىبردند . ملا سميع در بلخ يگانه استاد ادبيات بشمار مىرفت و در علم بديع تبحّر داشت . شعرا و فضلاى بلخ به استادى او معترف بودند ، ولى همينكه شمع وجودش خاموش شد ، چراغ شعر او نيز رو به خاموشى نهاد . ملا سميع بلخى در اوزان و بحور و اقسام نظم از قبيل غزل ، قصيده ، مثنوى ، رباعى و . . مهارت داشت . « 1 » نصرآبادى در تذكرهء خود از ملا سميع بلخى به نيكويى ياد كرده است . « 2 » از تأليفات او كسى نام نبرده است ، اما ابيات زير از اوست : بى گريه سر ز دل نكشد دود آه من * چون ابر كس مباد به روز سياه من چشمت چو ميل سرمه مرا خاكمال كرد * فرياد از تو دلبر ظالم نگاه من حال مرا دو زلف تو داند ولى چه سود * هستند اين شكسته نمايان گواه من چون شمع گلفشانى من از نشاط نيست * آتش بهجاى آب چكد از نگاه من از آفتاب روى بتان سوختم سميع * روز جزا بس است همين عذر خواه من * * * روزى كه به مرگ گل نشيند گلشن * بلبل شود از مرثيهخوانان چمن ميراث گل و لاله چو تقسيم كنند * رنگ از تو و نكهت از تو و داغ از من
--> ( 1 ) - دايرةالمعارف آريانا ، ج 3 ، ص 553 . ( 2 ) - تذكرهء نصرآبادى ، ج 3 ، ص 441 .