مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
346
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
گردد . آية اللّه نجفى شمشيرى در آن محفل علمى در پاسخ سؤال يكى از حضّار حكايتى را از مثنوى مولانا جلال الدّين محمّد بلخى قرائت كرد : آن شغالى رفت اندر خمّ رنگ * اندر آن خم كرد يك ساعت درنگ پس درآمد پوستش رنگين شده * كه منم طاوس علّيّين شده اى شغالان حين مخوانيدم شغال * كى شغالى بود با چندين جمال پس شغالان آمدند آنجاى جمع * همچو پروانه به گرداگرد شمع كه چه خوانيمت بفرما اى هرى * گفت طاوس نرى چون مشترى پس بگفتندش كه طاووسان جان * جلوهها دارند گاه امتحان بانگ طاووسان كنى گفتا كه لا * پس نما طاوس خواجه بوالعلا اى شغال بىجمال و بىهنر * هيچ بر خود ظن طاوسى مبر زان كه طاووسان كنندت امتحان * خوار و بىرونق بمانى در جهان مولوى هراتى با عدّهاى تصميم گرفته بودند تا آن مرد بزرگ را بكوبند و خجالت دهند . بنابراين ، از مثنوى استفاده كرده بودند ؛ درحالىكه مثنوى از چهارچوب مناظره آنان خارج بوده است . چون مولوى هراتى و همدستانش تسلّط آن مرد بزرگ را در مثنوى ديدند ، خود را در مقابل مقام علمى آية اللّه نجفى شمشيرى ناچيز يافتند و از آن مرد عالم عذرخواهى كردند . آية اللّه نجفى شمشيرى علاوه بر مثنوى بسيارى از دواوين شعراى ديگر را نيز حفظ بود . عدّهاى از علماى اهل سنّت درّه صوف با همكارى حكومت وقت جلسهء مناظرهاى تشكيل دادند كه در آن محفل بيش از هفتاد نفر از چهرههاى برجستهء علم و دانش اهل سنّت از سرتاسر تركستان و همچنين آية اللّه نجفى شمشيرى دعوت شده بودند . سلاله پاك رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله علامه عصر آية اللّه شمشيرى با شاگرد باوفاى خود جناب شيخ محمّد تقى واعظ سرپلى عازم دره صوف شد . محور آن مناظره مسألهء خمس بود ، براى اينكه علماى اهل سنّت خمس را در مورد اموال شخصى قبول ندارند .