مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
323
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
حنيفه را گردآورى كرده است . « 1 » درعينحال ، دلايل فراوانى بر شيعه بودن او وجود دارد ، از جمله رواياتى كه دربارهء فضائل اهل بيت عليه السّلام از طريق او نقل شده است و تقريبا كسى هم در وثاقت وى شك و ترديد ندارد . « 2 » اينكه قاضى انصارى مىگويد هيچكدام از حفّاظ حديث از ابو عبد اللّه حسين بن محمّد بن خسرو بلخى نام نبردهاند ، دليل نمىشود كه حسين بلخى از راويان موثّق نباشد ؛ درحالىكه علماى خاصّه و عامّه از وى روايات فراوانى را نقل كردهاند . بعضى از علماى عامّه چون سمعانى ، ابن عساكر و ابن ناصر او را ثقه نمىدانند . آنها او را به اعتزال نسبت دادهاند و حاطب ليل دانستهاند . « 3 » عدهاى از علما او را ابو عبد اللّه حسين بن محمّد بن خسرو سمسار بلخى معرف كردهاند . بههرحال چه سمسار باشد چه ابن مقرى تفاوتى ندارد و مسلم است كه او يكى از علماى صاحبنام عصر خودش بوده است از تأليفات او مىتوان كتاب كلام الأئمة المعصومين عليه السّلام را نام برد . « 4 » [ 171 ] حسين بن محمّد حرير بلخى حسين بن محمّد حرير بلخى در بلخ تولّد يافت ، علوم را در اين شهر فراگرفت و از محدّثان صاحبنام عصر خود شد . او رواياتش را از محدّثان خراسان از جمله ابراهيم
--> ( 1 ) - كشف الظنون ، ج 2 ، ص 1681 ؛ تاريخ التراث العربى ، ج 3 ، ص 43 ؛ الرسالة المستطرفة ، ص 13 . ( 2 ) - لسان الميزان ، ج 2 ، ص 578 . ( 3 ) - همان ؛ سير اعلام النبلاء ، ج 19 ، ص 592 . ( 4 ) - اعيان الشيعة ، ج 6 ، ص 154 ؛ و نيز براى آگاهى بيشتر ر . ك : تاريخ مدينة دمشق ، ج 1 ، صص 208 ، 278 ، 320 ، 343 ، 347 ؛ تاريخ التراث العربى ، ج 1 ، ب 3 ، ص 43 ؛ المشتبه ، ج 2 ، ص 401 ؛ الوافى بالوفيات ، ج 1 ، ص 170 ؛ الاكمال ، ج 5 ، ص 247 .