مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

222

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

در حسن و دلبرى و نكويى و خرّمى * آفاق ديده‌ام چو تو هرگز نديده‌ام جانم به لب رسيد به سروقت من خرام * صد جان فدايت اى صنم نو رسيده‌ام تا پادشاه عشق تو را گشته‌ام نديم * پيراهن شكيب ز صد جا دريده‌ام