مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
210
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
به هندوستان رفت . « 1 » [ 96 ] بشّار بن برد بن يرجوخ تخارستانى ابو معاذ بشّار بن برد بن يرجوخ بن ازدگرد بن شروستان عقيلى تخارستانى . مهلب بن ابو صفره برد - پدر بشّار را - به اسيرى برد و او را به خيره قشريّه - كه از طائفه بنى عقيل بود - بخشيد برد با خيره ازدواج كرد و صاحب فرزندى به نام بشّار شد . خيره ، بشّار را كه غلامزادهاى بود ، آزاد كرد ؛ لذا مورّخان او را از موالى بنى عقيل مىدانند . برخى ديگر از محققان مىگويند : پدر بشّار بردهء بنى عقيله بود و از اين طايفه زن گرفت . وقتى بشّار به دنيا آمد ، كور مادرزاد بود ؛ لذا او را آزاد كردند . « 2 » بعضى ديگر از مورّخان مىگويند : مادر بشّار او را به دو دينار به امّ الظباء فروخت و او بشار را آزاد كرد . بشّار بن برد علاقهء شديدى به سرزمين پدرىاش داشت و به عجم بودنش افتخار مىكرد . كنيه او ابو معاذ بود و برخى او را بشّار المرغّث ، گفتهاند . دربارهء لقب مرغث ، برخى گفتهاند وى داراى پيراهنى بود كه دو يقه داشت . عدهاى از محقّقان علت ديگرى را بيان كردهاند و مىگويند : مقدارى گوشت اضافى در گوش او بود ، لذا او را بشّار المرغّث مىگفتند . اصمعى گفت : بشّار نسبت به مردم و جامعهاش مهربان بود . اگر كسى از او تقاضاى لباس مىكرد بدون ترديد پيراهن خود را درمىآورد به سائل مىداد و ازاينجهت او را المرغّث خواندهاند . بااينكه او از هر دو چشم نابينا بود ؛ ولى مردى بزرگ بوده و اخلاقى نيكو داشت . اين مرد دانشمند را افراد زيادى هجو كردهاند . شايد آن فضل بىحدّ و حصر او باعث
--> ( 1 ) - دايرةالمعارف آريانا ، ج 3 ، ص 543 . ( 2 ) - الاغانى ، ج 3 ، ص 128 ؛ وفيات الاعيان ، ج 1 ، ص 274 .