مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

20

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

عصر گفتند چرا پادشاه ناراحت هستند ؟ گشتاسب گفت : دونيمه شدن خشت دليل بر اين است كه هر غريبى كه به اين ديار بيايد ، آب و زمين و هواى اين شهر او را موافق باشد . شايد مراد گشتاسب اين باشد كه هركسى به اين سرزمين وارد شود طمع در ملك و مال مردم مىكنند » . « 1 » امير ولى بلخى نقل مىكند : ضحّاك تازى از طرف شدّاد به حكومت ممالك عجم منصوب شد . زنى به نام بامى از نزديكان مادر ضحّاك ماردوش بود . اين زن از طرف ضحّاك به حكومت سرزمينى منصوب شد كه به نام او باميان ناميده شد . بامى ، بناها و شهرهاى ديگر در اين سرزمين بنا نهاد و آنها را به نام ضحاك اسم‌گذارى كرد كه برخى تا زمان حاضر به همان نام شهرت دارند . « 2 » جاماسب حكيم گفته است : بناى شهر بلخ بر بناى سال نهاده شده است چون هر سال 12 ماه است ، نهرهاى شهر بلخ نيز 12 عدد بوده و چون هر ماه 30 روز است ، هر نهرى 30 محله را سيراب مىكرده است . « 3 » موقعيت بلخ پيش از اسلام بلخ كهن‌ترين مركز تاريخ و مذهب و سياست انسانى و مركز و اولين جايگاه اسكان مهاجرين آريايى بود . به شهادت كتاب چهارم دينى آرياييان قديم كه انزواودا نام دارد ، حدود 1400 سال قبل از ميلاد ، با نم بلهيكه و مطابق با داستان حماسى هند ( مهابهارات ) حدود 1200 سال پيش از ميلاد ، بهليكه ( بهلى - باهلى ) و در 350 سال قبل از ميلاد ، يك واحهء فرهنگى از جملهء چهار ولايت بزرگ بود . « 4 » شهر بلخ در گذشته از نگاه اقتصادى و تجارى به حدّى آباد بود كه يك متر زمين در آن به صد درهم خريدوفروش مىشد و مردمانى از مليتهاى مختلف نظير هند ، سند و

--> ( 1 ) - فضائل بلخ ، ص 21 . ( 2 ) - بحر الاسرار ، بخش بلخ ، / 40 . ( 3 ) - فضائل بلخ ، ص 17 ؛ و نيز براى اطلاع بيشتر از بانيان بلخ ر . ك : جغرافياى تاريخى بلخ و جيحون و مضافات بلخ ، صص 103 - 107 . ( 4 ) - جغرافياى تاريخى بلخ و جيحون و مضافات بلخ ، ص 69 .