مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

18

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

ادبيات پهلوى « بهل باميك » يعنى بلخ درخشان آمده است . از قديم‌ترين زمانها تا دوران اسلامى صفت زيبايى و درخشندگى به صورت سريرام ، باميك ، بامى ، حسنا ، گزين به نام بلخ پيوست و متصل بود . اوستا در باب بلخ با عبارت « اردو و درفشام » يا « بيرقهاى بلند » به مركزيت بخدى اشاره مىكند و نشان مىدهد كه بلخ پايتخت پادشاهان پاراداتا ( پيشدادى ) و كاوى ( كيانى ) و اسپه بود و اين افتخار را اوستا در ميان زمينهاى شانزده‌گانه ، تنها به بخدى داده و محققان شرقى و غربى از عنوان « بيرقهاى بلند » بخدى را پايتخت پادشاه پاراداتا و كاوى تصديق كرده‌اند . « 1 » در متون تاريخى از بلخ با نامهاى دار الفقاهة ، دار الاجتهاد ، امّ البلاد و قبّة الاسلام نام برده شده است . بنيانگذار بلخ مورّخان دربارهء بنيانگذار شهر بلخ اختلاف‌نظر دارند . مفتى محمّد بلخى در كتاب مجمع الغرائب آورده است : « بلخ دوم شهرى است كه در روى زمين توسط قابيل بن آدم بنا شد » . « 2 » حمد اللّه مستوفى در تاريخ گزيده بنيانگذار شهر بلخ را خراسان از فرزندان سام بن نوح مىداند كه بدان نام شهرت يافت . « 3 » صاحب روضة الصفا ، مؤلّف مرآة البلدان و نيز مستوفى در نزهة القلوب مىگويند : كيومرث شهر بلخ را بنا نهاد ، تهمورث آن را به اتمام رسانيد و لهراسب تجديد عمارت كرد و به دور شهر بارو كشيد . « 4 » واعظ بلخى در كتاب فضائل بلخ مىنويسد : « بانى شهر بلخ تبع است و برخى از محقّقان عقيده دارند كه بامى ملكه از قوم عادبانى بلخ و باميان است ؛ ازاين‌جهت آن را

--> ( 1 ) - جغرافياى تاريخى بلخ و جيحون و مضافات بلخ ، صص 15 - 16 . ( 2 ) - مجمع الغرائب ( خطى ) ، ص 44 . ( 3 ) - تاريخ گزيده ، ص 27 . ( 4 ) - روضة الصفا ، ج 1 ، ص 497 ؛ مرآة البلدان ، ج 1 ، ص 315 ؛ نزهة القلوب ، ص 155 .