مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
135
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
كتابخانهء اياصوفيه به همت فؤاد سزگين ( 1405 ه . ق . / 1984 م ) در فرانكفورت منتشر شده است . مصالح الابدان و الانفس دو مقاله دارد ، يكى در تدبير مصالح تن و ديگرى در تدبير مصالح روان . در مقالهء دوم ، ابو زيد بلخى به آفات و بيماريهاى روان مىپردازد و ضمن بحث دربارهء قواى نفسانى و عوارض آنها به تهذيب اخلاق از طريق رواندرمانى و خودشناسى اشاره مىكند . كتابى ديگر با عنوان البداء و التاريخ به ابو زيد نسبت داده شده است . كلمان هوار اين كتاب را به نام وى در پاريس ( 1899 - 1906 م ) منتشر كرده است ، اما چنانكه محققان نوشتهاند و خود هوار نيز يادآور مىشود ، اين كتاب از ابو زيد نيست ، بلكه مؤلف آن مطهر بن طاهر مقدسى است . مهمترين دليل بر اينكه نويسندهء اين كتاب كسى جز ابو زيد است ، مؤلف در مقدمهء آن تصريح مىكند كه كتاب را در 355 ه . ق تأليف كرده است . افكار و عقايد : 1 . ابو زيد از كسانى است كه مىكوشيدند ميان شريعت و فلسفه تلفيق كنند و آن دو را با يكديگر هماهنگ سازند . ابو حيان توحيدى در اينباره مىنويسد : ابو زيد بر آن بود كه فلسفه هم سو با شريعت و شريعت همانند فلسفه است ؛ يكى در حكم مادر است و ديگرى به منزلهء دايه . 2 . وى از تفضيل صحابه و نيز از مفاخرت عرب و عجم بر يكديگر خوددارى مىكرد و در اين مورد به حديث منسوب به پيامبر ( ص ) : « اصحابى كالنجوم بأيهم اقتديتم اهتديتم » كه در منابع حديث اهل سنت نقل شده و نيز آيههاى « فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ » استناد مىكرد . 3 . او به مباحث و مسائل كلامى علاقهمند بود و در اين فن مهارت داشت ، تا آنجا كه او را همرديف جاحظ دانسته و جاحظ خراسانش لقب دادهاند . با توجه به اينكه از يك طرف استادش كندى به معتزله تمايل داشت و از طرف ديگر ميان وى و ابو القاسم كعبى ،