مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى
124
تاريخ علماى بلخ ( فارسي )
به تصرف درآورد . سپاهيان وى ، پس از كشتار فراوان به تاراج اموال علاء الدوله و نيز خانهء ابن سينا دست زدند و اموال و كتابهاى وى را غارت كردند و سپس آنها را به شهر غزنه فرستادند . اين كتابها در 545 ه . ق . / 1150 م به دست سربازان علاء الدّين جهانسوز غورى به آتش كشيده شدند . علاء الدوله ، پس از حملهء مسعود به اصفهان همچنان فرمانرواى آنجا باقى ماند . ابن سينا همچنان در اصفهان روزگار مىگذرانيد ، تا هنگامى كه علاء الدوله در 427 ه . ق . / 1036 م به نبرد با تاش و فراش سپهسالار سلطان مسعود در ناحيهء كرج ( يا كرخ ) نزديك همدان شتافت . ابن سينا كه در اين سفر علاء الدوله را همراهى مىكرد ، دچار بيمارى قولنج شد و به درمان خود پرداخت و به قصد بهبود هرچه زودتر در يك روز هشت بار خود را تنقيه مىكرد و در نتيجه دچار زخم روده شد . سپس در همين حال بيمارى به اصفهان برده شد و همچنان به مداواى خود ادامه مىداد تا اندكى بهبود يافت ، چنانكه توانست در مجلس علاء الدوله حضور يابد . تا اينكه علاء الدوله قصد رفتن به همدان كرد . ابن سينا نيز وى را همراهى كرد ، اما در راه بيمارىاش عود كرد . پس از رسيدن به همدان ، وى از معالجهء خود دست كشيد و پس از چند روز در نخستين جمعهء رمضان 428 / ژوئن 1037 ، در 58 سالگى درگذشت و در همان شهر به خاك سپرده شد . نوشتهها : ابن سينا ، علىرغم زندگانى ناآرام و پرحادثهء خود ، انديشمند و نويسندهاى پركار بوده است . آنچه از نوشتههاى خرد و كلان وى بر جاى مانده است ، نمايندهء ذهنى فعال و پوياست كه گويى در هر شرايطى ، حتى در سختترين و توانفرساترين آنها ، از فعاليت و خلاقيت بازنمىايستاده است . استعداد وى در فراگيرى و حفظ خواندهها و آموختهها زبانزد همگان بوده است و چنانكه در سرگذشتش ديديم ، خود او نيز به توانايى شگرف خويش در يادگيرى در دوران نوجوانىاش اشاره مىكند . حافظهء نيرومند وى كار تأليف را نيز بر او آسان مىساخت . شاگردش جوزجانى مىگويد هنگامى كه ابن سينا متواريا در خانهء ابو غالب عطار به سر مىبرد ، از او خواسته بود كه نوشتن بقيهء كتاب شفا را به پايان رساند و سپس مىافزايد كه در اين هنگام ، ابن سينا هيچ كتابى يا مرجعى