غلامرضا جلالى ( گروهى از پژوهشگران )

434

مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي )

قول داد سعى خود را براى اصلاح كار او انجام دهد . « 1 » محمد اكبر با اينكه از كمك ايران نااميد شده بود ، در اصفهان ساكن شد و بعد از مدتى با اجازه شاه به مشهد مقدس رفت تا به مرزهاى هندوستان نزديك باشد و مسايل را بهتر زير نظر داشته باشد . در اين مدت او با برخى امراء و سرداران هندى در ارتباط بود تا زمينه حركت خود را به هند مهيا كند . با مرگ شاه سليمان در 1105 ه . ق و به تخت نشستن شاه سلطان حسين ( 1105 - 1135 ه . ق ) محمد اكبر تصميم گرفت با جلب موافقت شاه جديد ، بخت خود را بيازمايد و بار ديگر درخواست خود را تكرار كرد . هرچند در ابتدا تقاضاى او مورد تأييد قرار نگرفت اما پس از مدت كوتاهى از سلطنت سلطان حسين روابط سياسى بين ايران و هند به تيرگى گراييد و اين امر فرصتى براى محمد اكبر به وجود آورد . در اين زمان اورنگ زيب پادشاه مغولى هند و پدر سلطان اكبر كه دوران پيرى خود را مىگذراند ، بر شيعيان هندى سخت گرفت و « راه آمد و شد ايلچيان ( نمايندگان ) و مراسلان دوستانه را مسدود نمود . » « 2 » اين قضايا شاه و درباريان صفوى را بر آن داشت تا لشكرى را به همراه محمد اكبر روانه هند نمايند . در ابتدا قرار بود 12 هزار سپاهى به فرماندهى سپهسالار ايران ، مأمور اين امر شوند ، اما با اصرار شاهزاده هندى كه عجله فراوانى براى حركت داشت ، تعداد 1500 نفر به سرپرستى محمد سليم بيگ بيگدلى شاملو ، داروغه فراش‌خانه ، در نهم شوال 1107 ه . ق به همراه شاهزاده از اصفهان خارج شدند . « 3 » علاوه بر آن دستور داده شد امراى خراسان 1500 نفر از مردان جنگى خود و ايلات خراسان در حدود دوسه‌هزار را با او همراه كنند و مخارج اين لشكركشى از خزانه‌اى كه به قندهار

--> ( 1 ) - محمد ابراهيم نصيرى : پيشين / 98 ( 2 ) - همان / 99 - 100 ( 3 ) - همان / 109 - 113