غلامرضا جلالى ( گروهى از پژوهشگران )
40
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي )
متولى روضيه رضويه ، را « در توليت و صدارت كل ممالك محروسه مقرر گردانيد » و حسنعلى بيك معير الممالك و سهراب خان گرجى را « نظامبخش كارخانه سلطنت » نمود . و خزاين نادرى را كه در كلات حفاظت مىشد به مشهد منتقل كرد و به بذل و بخشش آنها پرداخت 18 . « و فسق و فجور را به نهايت درجه » رسانيد 19 . در همين زمان لرها كه از زمان نادر به خراسان كوچانده شده بودند مخفيانه راهى موطن خود شدند ، عليشاه سپاهى را به تعقيب آنها فرستاد . سهراب خان گرجى فرمانده اين سپاه بود و نتوانست مانع حركت لرها شود اما براى گرفتن جايزه از شاه سر تعدادى از افراد اين قوم را كه هنوز در مشهد مانده بودند بريد و به نزد عادل شاه برد 20 . در اوايل پادشاهى او مشهد دچار كمبود غله شد ، عليشاه از خوانين قوچان درخواست گندم كرد اما آنها اعتنايى به درخواست نكردند او هم به شمال خراسان لشكركشى كرد و بعد از درگيريهايى آنها را شكست داد و چون در خراسان قحطى بروز كرده بود راهى مازندران شد 21 . در مازندران محمد حسن خان قاجار ، كه از زمان نادر به حالت فرارى بين قوم تركمان و يموت حضور داشت به خدمت عليشاه آمد و سردارى كل مازندران را دريافت كرد . اما بعد از مدت كوتاهى مورد سوءظن قرار گرفت و قبل از اينكه دستور قتل او صادر شود بهسوى قرارگاه قبلى خويش فرار كرد . هرچند عليشاه در تعقيب او تا قلب سرزمين تركستان پيش رفت اما خبر سركشى برادرش ، ابراهيم خان ، او را مجبور به عقبنشينى كرد 22 . ابراهيم ، برادر كوچك عليشاه بود كه توسط او به حكومت اصفهان منصوب شد . او خيلى زود با همراه كردن افاغنه و اوزبكانى كه در سپاهش بودند و بدست آوردن حمايت سردارانى چون سليم خان قرخلو و اصلان خان قرخلو افشار و همچنين استمداد از « شفيعاى ابرو » ، كه در