غلامرضا جلالى ( گروهى از پژوهشگران )
31
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي )
است . قصيده ، رباعى و مثنوى نيز سروده است . او موضوعات مختلفى از قبيل وصف طبيعت ، توحيد ، مدح ائمه اطهار عليهم السّلام و مضامين روز را مورد استفاده قرار داده است . يك مثنوى موسوم به « طرماحنامه » دارد كه به بحر متقارب است و آغازش چنين است : هو اللّه ربى زهى كردگار * به نامش كنم نامه را زرنگار نثار ثنا و سپاس جدير * به درگاه پروردگار قدير و مثنوى ديگرى به نام « حكمت بالغه » دارد كه با اين بيت شروع مىشود : آن شنيدستم سه گاو رنگرنگ * يك سياه و زرد و ابلق چون پلنگ در چرا بودند اندر كوهسار * شرزهشيرى گشت با ايشان دچار از اعتماد الاسلام رسالههاى علم حروف ، شيمى ادويه ، تطبيق دستورات بهداشتى ، طب قديم و جديد بر جاى ماند . از آثار چاپى وى مىتوان به كتاب « منتخب اشعار اعتماد » اشاره كرد كه در سال 1335 ه . ش به كوشش تقى بينش و سرمايه فرزندش سيد جلال الدّين نبىپور مدير بنگاه چاپ و نشر ممتاز به چاپ رسيد . فوت اعتماد مشهدى در سال 1342 ه . ق در مشهد اتفاق افتاد . از اشعار جالب اوست : ياد دارم از صديقى اين مثال * كه تنى چند از كلاب خردسال باهم اندر لعب خوش آميخته * سالك ضديت ز هم بگسيخته كرده آميزش به هم در تاز و تك * لعب با هم باختندى يكبهيك سرخوش و سرگرم با الفت تمام * مختلط باهم رئوف و شادكام يك بزرگى ديد چون احوالشان * رشك برد از نيكى افعالشان گفت انسانى كه از حسن قبول * خود لقد كرّم به شانس شد نزول كاش بودندى به هم مشفق چنين * خالى از شر و فساد و نازنين