غلامرضا جلالى ( گروهى از پژوهشگران )

26

مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي )

اى نگاهت ز وفا زنده كن عظم رميم * وى حريم تو به ابناى بشر باب نجات با ولاى تو شود آتش نيران خاموش * بىولاى تو گناهست همه صوم و صلات اى به مدح تو زبان فصحا آمده لال * وى به وصف تو عقول عقلا آمده مات اى به هر صبح جبين‌ساى به كويت خورشيد * وى به شوق تو پراكنده به عالم ذرات هركه سر سود به درگاه تو از صدق و صفا * سيئاتش شود از لطف جنابت حسنات بر تو آرند ملائك ز خداوند و درت * پنج نوبت به همه روز سلام و صلوات شرط توحيد تويى كس نرود سوى بهشت * تا نباشد به كفش روز حساب از تو برات سخنان تو هدايتگر هر گمراه است * هر حديث تو به هر مرده دلى داده حيات عجز باشد به حضور تو سخندانان را * كه ثناى تو نگنجد به خدا در كلمات به مديحت نتوانم سخنى غير از اين * كه تو بر خلق امامى و خدا را مرآت با چنين جاه و شرف اى پدرم قربانت * چه جفايى كه نيامد به تو از اهل طغات كشته ز هر جفا گوشه غربت گشتى * ماند داغت به دل اهل ولا تا عرصات ثابتم گر به جهان‌نامه سياهم اما * دارم اميد كه آيى به سرم وقت ممات ابراهيم زنگنه ( 6 ) اسدآبادى - اسد اللّه ( قرن 14 ه . ق ) سيد اسد اللّه اسدآبادى متخلص به « حيرت » از شعراى نيمه دوم قرن سيزده و اوايل قرن چهاردهم هجرى قمرى است . اصل او از اسدآباد همدان بود . در اوايل جوانى در اردبيل مىزيست . گروهى قصد جانش را كردند ، اما سيد به تبريز فرار كرد و پيشكار مظفر الدّين ميرزاى وليعهد شد . او براى حفظ سيد وى را زندانى كرد ، سپس مبلغى به او داد و محرمانه وى را به مشهد فرستاد . سيد در مشهد به كسب و كار پرداخت و دكان كفاشى و چرم‌فروشى باز كرد و با شعراى معاصر خويش جلساتى داشت . از اشعار برجاىمانده از سيد برمىآيد