پرويز اذكائى
43
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
تداوليافته ، مانند : « ديپى - بره / ديپيور / دپيور / دپير / دبير » ( dibir / dipir / dipivar / dipi - bara ) به معناى « منشى و كاتب » كه نبايد آن را - چنانكه بعضى پنداشتهاند - با واژهء يونانى « ديفتر / دفتر » ( - پوست ) از يك بنياد دانست . كلمهء « ديپىبره » فارسى باستان معادل با « طوپشرو » ( Tupsharru ) ميانرودانى هم به معناى دبير ، بسى بيش از يك رونوشتگر مقام و اهميت داشت . او درست همپايهء « عالم » و « اديب » در دوران اسلامى بود كه على المعمول « كاتب » مىگفتند ، ولى بسا گاهى وظايف « قاضى » را هم عهدهدار مىشده است . علاوه بر رئيس كاتبان ( - مهشت دبير ) در پايتختهاى امپراتورى كه صاحب منصب « مهردار » شاه هم بوده ، هريك از شهربانى / ساتراپىهاى ايالات نيز مقام « دبير » ويژه داشته است . « ديوان » فارسى نوين در صورت مضبوط قديمى آن « ديپىپانه » ( Dipi P na ) هم از آن ريشه ، به معناى دفاتر عمومى محاسبات يا جايگاه آنها ، مركز تدوين كتب و رسائل ، ادارهء دولتى ، وزارتخانه ؛ و نيز سفينهء اشعار مكتوب باشد . كلمات « دبستان ( - ديپ + [ پسوند مكان ] ستان ) ، دبيرستان ، ديبا ، ديباچه » هم از آن بنياد است ؛ چنانكه « دبستان » دقيقا به معناى « مكتب » - يعنى مكان كتابت و نويسندگى است « 1 » . دكتر يارشاطر در خصوص « متون پهلوى كنشت دورا - اروپوس » ( سدهء 3 م ) گويد كه كلمهء « دبير » ( - دپير / دپيور ) در تلو نوشتههاى آنجا ياد شده ، كه در پهلوى تورفانى « دپيره » و پارتى « دبيرفت » ( - دبيرى ) مطلق به معناى « كاتب » است ؛ و در پارتى « نگارگر » براى نقّاش به كار رود « 2 » . خلاصه آنكه ديوانسالارى براى امور فرمدارى نه تنها اهمّيت داشته ، بلكه براى تمام مطالب و مقاصدى كه ضبط مىشد اصلا مورد حاجت بود ؛ و كاتب يك شخص مهمّ در جهان باستان بشمار مىرفت . منصب « تهپير » ( teppir ) [ - دپير ] بهمثابهء صدر اعظم در دولت عيلامى قديم ، علاوه بر وظيفهء قضاوت همانا مسئوليت مركز اسناد يا « مكتب كاتبان » را هم داشت . در آن ديوانخانهى دولتى ، كارگزاران بلندپايهء آينده ، ظرايف كتابت ميخى را مىآموختند . يك
--> ( 1 ) . فرهنگ ايران باستان ( پورداوود ) ، ص 109 - 113 / سبكشناسى ( بهار ) ، ج 1 ، ص / . برهان قاطع ( حواشى معين ) ، ص 822 ، 825 و / 918 . Opera Minora ( R . N . Frye ) , Shiraz , 1976 , p . 372 . ( 2 ) . مجلهء دانشكدهء ادبيات ( دانشگاه تهران ) ، سال 5 ، ش 3 ، فروردينماه 1337 ، ص 96 - 101 .