پرويز اذكائى
38
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
( بر روى هر مادهاى كه باشد ) در عهد مادى و هخامنشى نه تنها اطلاعات موثق و مستند كه همانا نمونههاى فراوان موجود است ، اگر نويسندگان تورات ( عهد عتيق ) از وجود كتابات و اسناد مادى و پارسى و بايگانىهاى معروف ايشان سخن گفتهاند ، اگر هرودوت و كتزياس يونانى در تواريخ خود از مدارك و اسناد ايرانى ( مادى و پارسى ) بهره بردهاند ، اگر نويسندگان باستان از رواج ادبيات و حتى داستانهاى ( منظوم يا منثور ) شايع در روزگار مادان و هخامنشيان سخن راندهاند ؛ و اگر - از جمله - ديوجن لائرتى از دفتر و دستكهاى فلسفى مغان ماد آگاهى بدست داده است ؛ همهء اين نوشتههاى گوناگون هنوز به معناى « كتاب » به تعبير امروزين نباشد . هم بدين تعبير ، كتاب غير دينى در ايران آن روزگار به همان شكل كه در يونان باستان آن زمان معمول بوده ، هرگز نمىگوييم وجود نداشته ، بل همانا بىاطلاعيم ، اينك چيزى به دستمان نيست ، هرچه بوده سوخته يا تاراج شده ؛ بسا كه كتاب غالبا به صورت روايى - شفاهى و نقل سينهبهسينهاش بوده ، زياد هم بوده ؛ ولى بهصورت مكتوب مشخصا آگاهى درستى نداريم ، محقّقانه مطمئن نيستيم . در خصوص عيلام باستان ، پيش از دورهء مادان ، وضع طورى ديگر است كه در جاى خود اشارت خواهد رفت . سبب شايد ، دشوارى خطّ ميخى و مواد كتابت آن ( بر خلاف الفباى سادهء يونانى ) انحصار و اختصاص آن دبيره به شاهان و مغان ، مادهء كتابت - به قول هرودوت - « ديفتراى » يا پوستنبشتهها ( - مادهء كتابت آرامى ) كه هرآينه به وفور بردى ( - پاپيروس ) و كاغذ نبوده است ؛ و جز اينها باشد . دربارهء كتابهاى دينى ، فرضا « كرده » ها و « فرگرد » هاى اوستا ، به قياس با « قرآن » و « حديث » در صدر اسلام ، مىتوان حدس زد كه هم سنن حفظ و روايت معمول بوده است . مع هذا ، هم به قرينه و قياس ، گمان ما بر آن است كه علاوه بر بعض يسناها و برخى يشتهاى اوستايى ، مغان دانشمند ماد كتابهايى چند نبشته داشتهاند كه لا بدّ بين خودشان موروث بوده ، غير خودى بدانها دسترسى نداشته است . بر اين پايه ، بجز سرودههاى گاهانى ( زردشتى ) ، يسناى هفت فصل و برخى نسكهاى مفقود ؛ راقم سطور گمان مىبرد كه « فروردين يشت » و يكى دو يشت ديگر ، ولى خصوصا همين نخستين حماسهء ملّى ايران ( از سدهء 7 - 6 ق . م . ) يا به تعبير اين نويسنده « شاهنامهء باستانى » بسا كه صورت مكتوب داشته ؛ كمابيش بين