پرويز اذكائى

34

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

فلزى و پوست‌نبشته‌ها يا اسناد بردى بوده ، كه الواح گلى مكتوب به خطّ عيلامى ( تا سال 459 ق . م . ) موجود است ، اما شمار 199 مهر - همان‌طور كه قبلا گذشت - ملصق به اسناد چرمى بوده كه براثر آتش‌سوزى سال 331 ق . م . ( به دست اسكندر مقدونى ) از ميان رفته است . به عقيدهء كامرون اسناد چرمى نابود شده ، به زبان آرامى ادارى هخامنشى بوده ، بقاياى نخ‌ها در داخل الواح فلزى و همچنان اثر آنها بر مهرهاى فلزى ، نشان مىدهد كه هريك از الواح فلزى عيلامى با يك سند چرمى آرامى پيوسته بوده است . اما لوحه‌هاى عيلامى همانا ترجمه‌هايى است از روى پوست‌نبشته‌ها و برگهاى بردى مزبور ، چنان‌كه مأموران دولتى ايران فرمان‌هايى به زبان فارسى باستان صادر مىكردند كه هم به زبان آرامى ترجمه و يك راست به گنجينه ارسال مىشد . ترجمهء اسناد از آرامى توسّط دبيران عيلامى شاغل در آنجا صورت مىگرفته ، زيرا عيلامى زبان ادارى پارسان و آرامى زبان دولتى تمام امپراتورى هخامنشى بود « 1 » . دوم ، در غرب امپراتورى هخامنشى اينك اسناد آرامى پوستى و پاپيروس بازيافته در « الفانتين » مصر ، كه مجموعه‌اى شامل سيزده نامهء چرم نبشته از « ارشام » شهربان هخامنشى در مصر ( از سال 455 ق . م . ) و نيز مجموعه‌اى شامل ترجمهء آرامى بخشى از كتيبهء بيستون ، نامه‌هاى ديگرى از ارشام مكتوب بر روى پاپيروس و تعداد نه لوحهء خط ميخى به زبان بابلى جديد است ، كه جملگى در شوش و بابل به گونه‌اى استادانه تحرير شده‌اند . اين نامه‌ها علاوه بر آنكه شواهدى از براى كاربرد چرم و كاغذ در نوشته‌هاست ، متضمّن اطلاعات مهمّى راجع به ادارهء امور شهربانىها و اقطاعات دولتى است . مواد كتابت در بابل‌زمين بعد از خشايارشا هم ، چنان‌كه از اسناد بايگانىهاى نيپورواور ( UR ) برمىآيد ، به‌گونه‌اى گسترده و فزاينده همان چرم و پوست و اوراق بردى بوده است . مواد مزبور براى كتابت‌هاى غير ميخى در ميان‌رودان - كما مرّ - كاربرد داشته ، اوراق بردى گونه غالبا در آشور به عنوان طومارهاى « نيارو » ( miaru ) ساخته مىشده ، پوست‌نبشته‌ها يا « مگالاتو » ( - مجلّات ) - چنان‌كه پيشتر گذشت - به عنوان

--> ( 1 ) . مجلّهء دانشكدهء ادبيات ( دانشگاه تهران ) ، سال 10 ، ش 2 ، ص 189 ، 201 / ايران در دوران نخستين پادشاهان هخامنشى ( سدهء 6 ق . م . ) ، ص 68 - 70 .