پرويز اذكائى
17
فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )
است ، نخستين شاهان اشكانى ( تا اواسط قرن اوّل ميلادى ) بر سكّههاى خويش ، به علاوه ، عبارت « فيل هلن » - يعنى « يونان دوست » را هم ضرب مىكردند . سنگ نبشتههاى بعضى از ملوك طوايف اشكانى در بلاد شوش ، بيرجند ، نسا ، بيستون و جز اينها هم تا اوايل سدهء يكم ( م ) به خطّ يونانى و پس از آن همبر با خطّ پهلوى است . در اورامان كردستان و « دورا - اوروپوس » ( برفرات ) اسنادى تجارى به زبان يونانى پيدا شده كه مربوط به سرزمين پادشاهى پارت و دوران ايشان بوده است . اردوان سوم اشكانى نامهاى خطاب به شهر شوش ، هم به زبان يونانى نوشته كه تاريخ آن مطابق با سال 21 ميلادى است . داستان تماشاى نمايشهاى يونانى به زبان اصلى ، يا خواندن آثار ادبى يونان ، گذشته از مكاتبات جارى در عهد اشكانى ، مكالمات بدان زبان نيز كمابيش معروف است . حتى در قرن سوم ميلادى شاهان ساسانى بعضى از كتيبههاى خويش را به يونانى ترجمه مىكردند . خط يونانى در قلمرو پادشاهى « يونانى - باكتريائى » ( ح 250 - ح 150 ق . م . ) كه در سرزمين بلخستان تأسيس شد نيز طبعا رواج داشت . سنّت استفاده از خطّ يونانى حتّى پس از سقوط آن پادشاهى همچنان باقى ماند ، پادشاهى كوشانيان بزرگ و سپس دولت هياطله ( هونها ) از آن پيروى كردند . چه ، علاوه بر سكّههاى يونانى نبشته كه از ايشان بدست است ، اسناد و مدارك موفور ديگر به خطّ و زبان يونانى از شاهان و اميران ورانرودى ( سغد ، بلخ ، بخارا ، ختلان ، طخارستان ، تركستان و جز اينها ) خود حاكى از دوام و استمرار سنن و فرهنگ يونانى در بين اقوام آن منطقه است « 1 » . ما معتقديم كه دانشمندان و حكيمان ايرانى دورهء اسلامى ، همچون خوارزمىها ، فارابىها ، بوژگانىها ، بيرونىها و جز اينان كه از بلاد ماوراءالنهر و تركستان در مشرق ايرانزمين برخاستهاند ، و جملگى بر زبان يونانى و آثار علمى - فلسفى مكتوب بدان احاطه داشتهاند ، همانا از مجارى سنن باقى و محفوظ درماندگاههاى كهن يونانى آن سرزمين بر منابع مزبور وقوف عينى يافتهاند . يك طريق ديگر انتقال علوم يونانى به ايران دورهء ساسانى و سپس به عالم اسلامى ، چنانكه دانسته است ، همان مدارس مشهور نسطورى و مكاتب سريانى ميانرودانى در مغرب ايرانزمين بوده است .
--> ( 1 ) . مقدمهء فقه اللغهء ايرانى ، ص 160 - 161 . / تاريخ ادبيات ايران ( ريپكا ) ، ص 52 و 56 .