پرويز اذكائى

154

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

كه مغان فرزانهء ماد در شهر « رى » و پيرامون آن نشيمن داشته‌اند ، هم بسا در آن شهر باستانى كه مركز دينى ايران‌زمين بوده ، نهادهاى علمى و فرهنگى مغانى هم بنياد يافته بود ، راقم اين سطور در رسالهء نجومى خود به عنوان « قبّة الارض ايرانى » مختصّات جغرافيايى و نجومى را برحسب داده‌هاى اوستاى مغانى و ديگر متون كهن تحقيق ، و شهر « رى » را به عنوان قبّهء جهانى ايران‌زمين اعلام كرد ، كه اولا ميانگاه خطّ اعتدال شرقى - غربى يا ممثّل دائرةالبروج بوده ، ثانيا خطّ زوال يا نيمروزان ( - نصف النهار ) آنجا مارّ بر چكاد كوهستان البرز ( قلّهء دماوند ) گسترهء جهانى را در آن مركز ايران‌زمين به دونيم همچند تقسيم مىكرده است . « 1 » اكنون بقاياى دژ « استوناوند » مسمغانى دماوند بر كنار هبله‌رود بازيافته شده « 2 » ، كه بررسى آن ضمن تأييد نظريات اين جناب در باب « قبّة الارض » بودن شهر رى ، اين نگره را نيز قوّت بخشيده است كه آن دژ به مثابه مركز مختصّات نجومى مزبور همانا « رصدخانهء مغانى » ايران بوده است « 3 » . بايد گفت كه مفهوم قبّة الارض هندى در نزد منجّمان عهد اسلامى دانسته مىبود ، و حساب مبادى اطوال در تعدادى از زيج‌ها براساس آن صورت مىگرفت . اما در زيجهاى ايرانى از جمله زيج ابو معشر بلخى كه « كنگ‌دژ » يا سياوش‌گرد مبدئى طولى بر شمار آمده ، ناچار شهر « رى » در مفهوم قبّة الارض ( - گنبد زمين ) ايرانى به تصوّر مىآيد . پيش از اين مرحوم ذبيح بهروز در كتاب « تقويم و تاريخ در ايران » كه سرشار از حدس و گمان است ، من‌جمله اين نظر غريب را ابراز كرد كه رصدخانه‌اى به نام « نيمروز » در سيستان وجود داشته كه نصف النهار آن از شهر زاول / زابل ( در عرض 5 / 33 درجه ) مىگذشته ، و همان‌جا « جاودان كت » ( كذا ) يا بهشت كنگ يا كنگدژ يا محلّ قبّة الارض ايران بوده است . اكنون يك چنين فرضيّات بىپايهء وهم‌آميز در باب مسائل نجومى و تقويمى ايران باستان ، خصوصا با نظريهء « قبّة » رى و رصدخانهء مسمغانى « استوناوند » ديگر بىبها شده و تقريبا از ميان رفته است . اما مراد از مختصّات جغرافيايى و هم مختصّات نجومى قبّهء « رى » همانا مبادى

--> ( 1 ) . رش : فرهنگ ، كتاب 2 و 3 / بهار و پاييز 1367 ، ص 125 - 151 . ( 2 ) . رش : استوناوند ( دژى كه سه‌هزار و هشتصد سال از عمر آن مىگذرد ) ، نوشتهء دكتر منوچهر ستوده ، تهران ، مؤسسهء فرهنگى جهانگيرى ، 1367 ، ص 78 - ، 85 - . ( 3 ) . رش : گفتار « قبيلهء مغان » از پرويز اذكائى ، در مجلّهء چيستا ، سال 11 ، ش 1 . ( رديف 101 ) مهر ماه 1372 ، ص 31 .